پاسخ به:صید غواص ها
جمعه 22 آبان 1394 11:59 PM
سلام ای شهید.
چیزی برای گفتن با تو ندارم فقط تنها چیزی که می دانم این است که اگر آن روز تو نمی رفتی من اینجا در آرامش و راحتی نبودم.
اگر آن روز تو با پدر و مادرت که چشمانی گریان و کلی آرزو برای آینده ات داشتند خداحافظی نمی کردی امروز من در کنار پدر و مادرم با صورتی شاد و خندان نبودم تا برای آیندم برنامه ریزی کنند.
ای غواص، اگر آن روز تو همچون مرواریدی در دل صدف با دستانی بسته پیدا نمی شدی من هیچ وقت نمی فهمیدم که ارزش مروارید چقدر است.
همه به تو می گویند مروارید ولی تو مروارید را به خاک وطنت می گویی و همچون صدفی محافظ اجازه این را ندادی تا مروارید درونت به دست دیگری بی افتد.
آری باز هم تو دیدی که مرواریدت را می خواهند به تاراج ببرند و بازگشتی و چه بازگشت باشکوهی.
بازهم دوباره اشک به چشمان پدر و مادر منتظرت آوردی که این بار با قبل فرقش این است که آن وقت برای دفاع از خاکت به بیرون کشورت رفتی و این بار برای دفاع از آن به داخل بازگشتی.
حال تو هم میدانی دشمن آمده در درون ما، نمی شود خودی را از بی خودی تشخیص داد. یک زمانی با ما بودند اما حال شدند ستون پنجم دشمن، شدند بلندگوی دشمن، شدند نیروی کمکی دشمن بهتر است بگوییم نیروی خط مقدم دشمن.
آن موقع که می رفتی همه می گفتند مرگ بر صدام و حال که برگشتی گرینف ها می گویند جنگ جنگ تا پیروزی صدام بزن جای دیروزی.
موقع رفتن همه به فکر هم بودند اما حال بعضی به فکر خودشون هستند، کاری ندارند که دو رو برشون چه خبر است.
اما تو این را بهتر از من میدانی که مردم ما همان مردم ولایتمدار و عاشق شهادتند فقط بعضی ستون پنجمی ها نمی گذارند واقعیت را ببینند و واقعیت را وارونه جلوه می کنند وقتی که شما برگشتید واقعیت همچو خورشیدی از پشت ابر به بیرون تابید و نه تنها کل خاک کشورت بلکه کل خاک هستی را روشن و گرم کرد.
ازت مچکرم ای شهید.
نویسنده: sayyed13737373
*هر وقت که سرت به درد آید نالان شوی و سوی من آیی
چون درد سرت شفا بدادم یاغی شوی و دگر نیایی*
*پاسبان حرم دل شدهام شب همه شب تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم*