سعيد بن عبداللَّه حنفى
یک شنبه 17 آبان 1394 9:29 AM
السَّلَامُ عَلَى سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْحَنَفِيِّ الْقَائِلِ لِلْحُسَيْنِ وَ قَدْ أَذِنَ لَهُ فِي الِانْصِرَافِ لَا نُخَلِّيكَ حَتَّى يَعْلَمَ اللَّهُ أَنَّا قَدْ حَفِظْنَا غَيْبَةَ رَسُولِ اللَّهِ ص فِيكَ وَ اللَّهِ لَوْ أَعْلَمُ أَنِّي أُقْتَلُ ثُمَّ أُحْيَا ثُمَّ أُحْرَقُ ثُمَّ أُذْرَى وَ يُفْعَلُ ذَلِكَ بِي سَبْعِينَ مَرَّةً مَا فَارَقْتُكَ حَتَّى أَلْقَى حِمَامِي دُونَكَ وَ كَيْفَ لَا أَفْعَلُ ذَلِكَ وَ إِنَّمَا هِيَ مَوْتَةٌ أَوْ قَتْلَةٌ وَاحِدَةٌ ثُمَّ هِيَ الْكَرَامَةُ الَّتِي لَا انْقِضَاءَ لَهَا أَبَداً فَقَدْ لَقِيتَ حِمَامَكَ وَ وَاسَيْتَ إِمَامَكَ وَ لَقِيتَ مِنَ اللَّهِ الْكَرَامَةَ فِي دَارِ الْمُقَامَةِ حَشَرَنَا اللَّهُ مَعَكُمْ فِي الْمُسْتَشْهَدِينَ وَ رَزَقَنَا مُرَافَقَتَكُمْ فِي أَعْلَى عِلِّيِّينَ
در زیارت ناحیة مقدسه سعید بـن عبدالله اینگونه زیارت مـی شود کـه: سلام بـر سعید بن عبدالله حنفی که بـه سیدالشهداء علیه السلام در حالیکه حضرت اذن بازگشت بـه او داده بودند فرمود: به خدا سوگند شما را رهـا نخواهیم کرد، تـا که خداوند بداند کـه در دوران غیبـت رسول او صلی الله عل یه واله در حفظ و حراست شما کوشا بوده ایم، آگاه بـاش ای عزیز بـه خدا سوگند اگر بدانم که در رکاب شما کشته میشوم ، سپس زنده شده بـار دگر میسوزم و زنده میشوم وتا هفتاد بار دیگر کشته وزنده میشوم، از تو جدا نخواهم شد تا این خونم را نثارت کنم ...
ودر ادامه میفرمایند: وچرا اینگونه نکند در حالیکه کشته شدن را یکبار بیش نیست، و پس از آن کرامت و بزرگواری به گونه ایست که نهایت ندارد.
سپس میفرمایند: ای سعید تـو مرگت را دیدار و امام خود را یاری کـردی و با کـرامـت و گرامیداشت خداوند، سرای جاویدان را دیدار خواهی کرد، خداوند مارا با شما خـواستاران شهادت محشور سازد و دوستی و همراهی شما را در والاترین مقامات روزی ما گرداند.
سعيد از شهداى والامقام كربلا است
با شروع نهضت مبارك و انسانساز حسينى، سعيد فعّالانه در آن شركت جُست. او از آخرين فرستادگان مردم كوفه براى دعوت از امام حسين عليه السلام بود.امام عليه السلام پاسخ نامه كوفيان را به وسيله سعيد ارسال داشت.
با ورود مسلم بن عقيل عليه السلام- سفير و نماينده امام حسين عليه السلام- به كوفه، شاهد حضور صادقانه او در كنار مسلم هستيم. در جلسهاى از اهالى كوفه، كه « عابس» و « حبيب» به حمايت از « مسلم» سخن گفتند، سعيد نيز حمايت كامل و بىدريغ خود را از « مسلم» ابراز داشت.سعيد در مأموريتى از سوى « مسلم»، نامهاى را به محضر امام حسين عليه السلام آورد و از آن پس، پيوسته در خدمت امام عليه السلام بود.
شب عاشورا، هنگامى كه امام حسين عليه السلام به همراهانش اجازه بازگشت داد، سعيد با گفتارى حماسى و شورانگيز وفادارى خود را اين گونه ابراز داشت: «به خدا سوگند تو را وانگذاريم، تا خدا بداند كه ما در غياب پيامبرش، حق و حرمت او را درباره تو پاس داشتهايم. سوگند به خدا، اگر بدانم كه كشته مىشوم، سپس زنده مىشوم و آنگاه سوزانده شده خاكسترم بر باد مىرود؛ و هفتاد بار با من چنين مىشود، از تو جدا نگردم تا پيش روى تو مرگ را ديدار كنم؛ و چگونه چنين نكنم؟ با اينكه اين يك كشته شدن است و در پى آن كرامتى كه هرگز پايان نپذيرد.
شهادت سعید در هنگام اقامه نماز
هنگام ظهر روز عاشورا ،امام علیه السلام با یاران باقیمانده خود به اقامه نماز ظهر ایستادند در حالیکه دشمن ،تیـرها را بسـوی آن حضرت و یارانش نشانه گـرفته بـودند. در ایـن میان دوتن از یاران وفادار امام به نامهای زهیر و سعید سپر بلای آن حضرت شدند، تیر ها را به جان خریدند، دشمن از یمین و شمال تیر می انداخت و سعید به سر و صورت و سینه و هردو دست آنها را استقبال کرده و نمیگذارد که بر بدن امام تیر برسد.
هنگامیکه علاوه بر زخمهای نیزه وشمشیر سیزده چوبه تیر در بدن داشت همی میگفت:
اَللّهُمَّ العَنهُم لَعنَ عادٍ وَ ثَمُود ...
(خدایا اینها را چون قوم عاد وثمود از خود دور ساز و مورد لعن قرار بده ،پروردگارا سلام مـرا بـه پیامبرت بـرسان، و به او از درد جراحاتم بگـو، من ثواب تو را خواسته ام تا ذرّیة پیامبرت را یاری رسانم.)
سپس رو به امام حسین علیه السلام کرد وگفت:« أوَفَیتُ یَابنَ رَسُولِ الله؟ ای فرزند رسول خدا! آیا من به عهد خود وفا کردم؟»
امام فرمودند:« نَعَم، اَنتَ اَمامِـی فِی الجَنّة؛ آری تو در بهشت پیش روی منی»
و سرانجام آن عزیز با سلام نماز امام بر زمین افتاد و جام شهادت را نوشید.
هنگام نماز ظهر شد. امام حسين عليه السلام به زهير بن قيس و سعيد بن عبدالله فرمود: همراه با نيمي از ياران باقيمانده جلو بايستند. با آنان نماز خوف خواند. تيري به سوي حسين عليه السلام آمد. سعيد بن عبدالله جلو رفت و همچنان خود را سپر تيرها ساخت تا آنکه بر زمين افتاد، در حالي که مي گفت: خدايا! همچون لعنت قوم عاد و ثمود، لعنتشان کن. خدايا! از من به پيامبرت سلام برسان و به او برسان که چه رنجي از زخم چشيدم. من خواستار پاداش تو در ياري فرزندان پيامبرت هستم. سپس به شهادت رسيد، در حالي که افزون بر زخم شمشيرها و نيزه ها، سيزده تير بر بدنش نشسته بود.
سعيد پيش از شهادت رو به امام حسين عليه السلام كرد و پرسيد: اى فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آيا [ به پيمانم] وفا كردم؟ امام فرمود: آرى، تو پيشاپيش من در بهشت هستى.
شهادت سعيد، در پى حمله وى به سپاه دشمن و پيكار در ميدان نبرد اتفاق افتاده است. همين مآخذ گفتهاند كه او هنگام كارزار اين گونه رجز مىخواند:
اقْدِمْ حُسَيْنُ اليَوْمَ تَلْقَ أحْمَدا وَشَيْخَكَ الْخَيْر عَلِيّاً ذَا النَّدى
وَحَسَناً كَالْبَدْرِ وَافَى الأسْعُدا
اى حسين [ عليه السلام]، پيش آى كه امروز [ جدّت] احمد صلى الله عليه و آله و سلم را ديدار مىكنى، و على [ عليه السلام] آن پدر و راهبر بزرگوار و بخشندهات را، و نيز حسن [ عليه السلام] را كه مانند بدرِ رخشان و از ستارگان برتر بود.
در فرازى از زيارت منسوب به ناحيه مقدسه، شرح حماسه، ايثار و اخلاص سعيد، ستوده شده و مورد تحسين و تقدير قرار گرفته است.
من مبتلایم مبتلای ابتلایت
من بیقرارم بیقرار کربلایت