0

آشنایی با شهیدان کربلا

 
bigharar
bigharar
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : آذر 1392 
تعداد پست ها : 2301

حنظلة بن اسعد شِبامى
یک شنبه 17 آبان 1394  9:23 AM

حنظلة بن اسعد شِبامى

 

السَّلَامُ عَلَى حَنْظَلَةَ بْنِ أَسْعَدَ الشِّبَامِيِّ
حنظلة فرزند اسعد فرزند شبام بن عبدالله از قـراء ،فصاح ،شجاعان و بزرگان شیعه است . او از قبیله همدان بود و پسـری بنام علی داشت كه مورّخان از وى خبر نقل كرده‏اند.
او از چهره‏هاى سرشناس و شجاع شيعه‏ى [ كوفه‏] و سخنورى فصيح و قارى قرآن بود. او، پيك امام حسين عليه السلام در كربلا بود و در روزهاى قبل از جنگ از طرف آن حضرت براى عمربن‏سعد پيام مى‏برد.
شیخ عباس قمی گوید: حنظلة قـد مردی بلند کرد و پیش آمد ،در برابر امام بـایستاد و در حفظ و حراست آن جناب خویشتن را سپر تیر و نیزه و شمشیر ساخت و هر زخم سیف و سنانی که به قصد امام می رسید، آن را به جان خود میخرید.
شهادت حنظله
اوپس از شهادت بریر روانه میدان شد در حالی که فریادش بلند بود:
و خطاب به سپاه كوفه آيات ذيل را تلاوت كرد:
يَا قَوْمِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ مِثْلَ يَوْمِ الْأَحْزَابِ* مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ وَمَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْماً لِلْعِبَادِ* وَيَا قَوْمِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ يَوْمَ التَّنَادِي* يَوْمَ تُوَلُّونَ مُدْبِرِينَ مَا لَكُمْ مِنْ اللَّهِ مِنْ عَاصِمٍ وَمَنْ يُضْلِلْ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ
اى قوم! من از [ روزى‏] مثل روز دسته‏ها [ ى مخالف خدا] بر شما مى‏ترسم. [از سرنوشتى‏] نظير سرنوشت قوم نوح و عاد و ثمود و كسانى كه پس از آنها [ آمدند.] و [ گرنه‏] خدا بر بندگان [ خود] ستم نمى‏خواهد. و اى قوم! من بر شما از روزى كه مردم، يكديگر را [ به يارى هم‏] ندا درمى‏دهند بيم دارم؛ روزى كه پشت‏كنان باز مى‏گرديد [ در حالى كه‏] براى شما در برابر خدا هيچ حمايت‏گرى نيست؛ و هر كه را خدا گمراه كند او را راهبرى نيست.
ای قوم حسین علیه السلام را نکشید که شما را خداوند به عذابی ریشه کن می سازد، والبته هر که افترا پیشه کند نومید گردد.) «وَقدْ خابَ مَنِ افْتَرى»

امام حسین علیه السلام در حالی که اورا مخاطب قراردادند ،از خدای تعالی بر او پاداش نیک درخواست کردند و فرمودند:« ای پسرسعد! خداوند تو را مورد مهربانی قرار دهد. هر آینه اینها همان زمانی که به حق دعوت کردی ودعوتت را اجابت نکردند وبه سوی تو حمله ور شدند تا خون تو و یارانت را بریزند سزاوار عذاب گشتند، چه اینها برادران نیکو کار تو را کشته اند. حنظلة عرض کرد: «صَدَقتَ ،جُعِلتُ فِداکَ! اَنتَ اَفقَهُ مِنِّی وَ اَحَقُّ بِذلِکَ» ای فرزند رسول خدا !شما درست فرمودی. فدایت شوم، شما از من داناتر و به درک حق سزاوارترید.
پس ازآن حنظله از امام پرسید: آیا به سوی آخرت شتاب نکنم؟ وبه برادرانم ملحق نشوم؟
امام فرمودند: حرکت کن به خیر دنیا و آنچه درآن است، و بشتاب بسوی حکومتی که کهنه نگردد.
به او اذن جهاد داده شد.اواینگونه با امام خداحافظی کرد:
السَّلامُ عَلَیکَ یا اَباعَبدِالله ،صَلّی اللهُ عَلَیکَ وَعَلی اَهلِ بَیتِکَ، وعَرَّفَ بَینَنَا وبَینَکَ فِی جَنَّتِه
فقال: آمین، آمین
سلام برتو ای اباعبدالله! درود خداوند بر شما و بر اهل بیت شما، خداوند بین ما و شما در بهشتش آشنایی برقرار کند. سپس امام فرمودند: آمین ،آمین ،

آن‏گاه حنظله از سيّدالشهدا عليه السلام رخصت طلبيد و پس از غلام تركى عازم ميدان شد.بيست تن از دشمن را به هلاكت رساند و سرانجام در جمع برادران شهيد خود جاى گرفت.

من مبتلایم مبتلای ابتلایت
                          من بیقرارم بیقرار کربلایت

تشکرات از این پست
ravabet_rasekhoon nazaninfatemeh
دسترسی سریع به انجمن ها