حضرت جعفر بن امیرالمؤمنین علیهما سلام
یک شنبه 17 آبان 1394 9:13 AM
«السَّلامُ عَلى جَعْفَرِ بْنِ أَميرِ الْمُؤْمِنينَ، الصَّابِرِ بِنَفْسِهِ مُحْتَسِباً، وَالنَّائى عَنِ الْاوْطانِ مُغْتَرِباً، الْمُسْتَسْلِمِ لِلْقِتالِ، الْمُسْتَقْدِمِ لِلنِّزالِ، الْمَكْثُورِ بِالرِّجالِ، لَعَنَ اللَّهُ قاتِلَهُ هانِىَ ابْنَ ثُبيْتِ الْحَضْرَمىَّ.»
درود و سلام بر جعفر بن اميرالمؤمنين عليه السلام كه صبر بر بلا كرد، و براى جهاد و دفاع قيام كرد، و از وطن آواره شد و با دشمن به جنگ پرداخت تا بدنش سپر تير بلا گرديد، لعنت خدا بر قاتلش هانى بن ثبيت حضرمى.
سلام بر جعفر؛ همو که همنام جعفر طیار است. سلام بر او که ام البنبن را سربلند ساخت. سلام بر او که در برابر مولای خود بر خاک افتاد. سلام بر او که همراه سه برادر خود به جهاد پرداخت تا این که سر از تنش جدا شد.
جعفر بن على بن ابىطالب مادرش فاطمه امُالبنين دختر حزام بن خالد است. دوران زندگي را به مدت 2 سال با پدرش علي علیه السلام و 12 سال با برادرش امام حسن علیه السلام و 21 سال با برادرش امام حسين علیه السلام سپري نمود پس در حادثه کربلا سن شريف او 21 سال تمام بوده است روايت شده است امي رالمؤمنين علیه السلام به واسطه علاقه و محبتي که به برادرش جعفر داشت، او را هم نام جعفر ناميد.
«وقتي که عبدالله و عثمان برادران مادر و پدري او به شهادت رسيدند، عباس علیه السلام جعفر را خواست و گفت به کارزار بشتاب تا ت ورا مانند دو برادرم شهيد ببينم و شهادت تو را نيز مانند شهادت دو برادر ديگرم به حساب خدا بگذارم زيرا شما فرزندي نداريد، جعفر به ميدان شتافت و به دشمن حمله نمود ، شمشير مي زد و رجز مي خواند:
انّى أَنَا جَعْفَرُ ذُوالْمَعالى ابْنُ عَلِىّ الْخَيْرِ ذُوالنَّوالِ
ذاكَ الْوَصِىُّ ذُوالسِّنا وَالْوالى حَسْبى بِعَمّى جَعْفَرُ وَالْخالِ
أَحْمى حُسَيْناً ذَى النَّدَى الْمِفْضالِ
من، جعفر، داراى مقامى والا هستم پسر على نيكوكار و بخشنده مىباشم
آن على كه وصى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بلندمرتبه و داراى ولايت است؛ عمويم جعفر و دايىام از جهت شرافت بس است مرا. از حسين عليه السلام كه صاحب فضيلت است پشتيبانى خواهم كرد.
پسر أسدالله شجاعانه جنگید و تعدادی از یزیدیان را به هلاکت کشانددر همين هنگام تيرى به وسيله خولى اصبحى پرتاب شد و به پيشانى يا چشم او اصابت كرد، واز اسب بر زمین افتاد هانى بن ثبيت حضرمى سر مبارکش را جدا کرد. خدا قاتلانش را لعنت کند.
من مبتلایم مبتلای ابتلایت
من بیقرارم بیقرار کربلایت