آسیه؛ ناجیِ موسی (ع)
چهارشنبه 22 مهر 1394 3:30 PM
تصور کنید در زمانی که بیشتر مردم در جهل و نادانی زندگی می کنند، آنقدر که خدایی یک انسان را قبول دارند، در یک قصر پر از امکانات مادی زندگی کنید. همسرتان جزء ظالم ترین افراد تاریخ است و بستر گناه، هر طرف را که نگاه کنید پهن باشد. عده ی زیادی تحت فرمان شما باشند و بتوانید هر کاری که دلتان می خواهد، بدون هیچ مجازات دنیایی انجام دهید. اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم، باید بگوییم که آدمهای عادی، معمولا در این مواقع بنده ی دنیا می شوند. ولی ایمانی قوی می خواهد که به تمام این لذتها پشت کنی و بشوی کسی مثل «آسیه».
شکی نیست که بزرگترین افتخار برای هر زن و مردی است که خداوند درباره اش بگوید: «وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ» (1) (و براى كسانى كه ايمان آوردهاند، خداوند همسر فرعون را مثل آورده...) یعنی خداوند تو را انتخاب کند تا بشوی یک نمونه برای مومنان تاریخ.
آسیه، دختر مزاحم و همسر فرعون، از زنان نیکوکاری بود که به فرموده ی پیامبر (صلوة الله علیه و آله) حتی یک لحظه هم به وحی کافر نشد. (2) زنی که در دربار فرعون، همه او را به اخلاق پسندیده و خیرخواهی می شناختند و همان کسی که پیامبر خدا، موسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) را از مرگ نجات داد و در دامان خودش تربیت کرد. او همان زنی است که پیامبر (صلوة الله علیه و آله) در موردش فرمودند: «برترین زنان اهل بهشت چهار نفرند: "خدیجه" دختر خویلد و "فاطمه" دختر محمد(ص) و "مریم" دختر عمران و "آسیه" دختر مزاحم، همسر فرعون». (3)
وقتی فاطمه بنت اسد، برای تولد امیرالمومنین (علیه السلام) وارد کعبه شد، آسیه به همراه حوّا، مريم و مادر موسى (ع) براى كمك به وضع حمل او، داخل كعبه شدند و آسيه، على (عليه السلام) را پس از تولّد در پارچهاى پيچيد (4) و هنگامی که امام حسین (علیه السلام) پدر را دفن می کردند، مادرشان را به همراه آسیه، حوا و مریم (سلام الله علیها) در حال ندبه دیدند (5).
شهادت آسیه
پس از آن كه فرعون، همسر حزقیل* را به شهادت رساند و آسيه، به آن کار اعتراض کرد و ايمانش را آشكار ساخت، فرعون او را ديوانه خواند. آسيه گفت: من ديوانه نيستم. خداى من و تو و همه جهانيان كسى است كه آسمان، زمين، كوه و دريا را آفريد. فرعون بر او خشم گرفت و او را از خود راند. آسيه در پاسخِ نصيحت پدر و مادرش كه از وى مىخواستند با فرعون كه به عقيده آنان خداى آسمان و زمين بود، مخالفت نكند، گفت: اگر او خداى آسمان و زمين است، بگوييد براى من تاجى بسازد كه آفتاب در پيش، ماه در پشت و ستارگان بر گرد آن باشند. گفتند: او نمىتواند. آسيه گفت: خداوند بر اين كار توانا است. (6)
فرعون دستور داد آسيه را به زمين ميخكوب كرده، سنگى بزرگ را بالاى سرش بياويزند؛ اگر از ايمانش دست برداشت، به قصر فرعون باز گردد و همچنان همسر وى باشد و گرنه سنگ را بر او بيفكنند. (7) آسيه از ايمان خود دست برنداشت و از خداوند خواست كه به جاى قصر فرعون، خانهاى در جوار رحمت خويش در بهشت برايش بنا كند و او را از فرعون و كفر و ستم او رهايى بخشد: «رَبِّ ابنِ لِى عِندكَ بَيتاً فِىالجَنَّةِ وَ نَجِّنِى مِن فِرعَونَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنِى مِنَ القَومِ الظَّـلِمِين.» (تحریم/ 11)خداوندا نزد خودت برای من در بهشت خانه ای بساز و من را از فرعون و کارهایش و از قوم ظالمان رهایی بخش.» دعاى آسيه اجابت شد و خداوند، خانهاش را در بهشت كه از درّ و مرواريد ساخته شده بود، به او نشان داد و آسيه با مشاهده آن خنديد. فرعون كه نظارهگر بود گفت:از ديوانگى اين زن تعجب نمىكنيد؟ در حالى كه او را شكنجه مىدهم، مىخندد. (8) آن گاه سنگ را رها كردند؛ امّا پيش از فرود آمدن سنگ، روح از بدنش جدا شده بود. (9)
از سلمان فارسى نقل شده كه همسر فرعون را زير آفتاب سوزان شكنجه مىدادند و هنگامى كه حرارت خورشيد او را آزار مىداد، فرشتگان با بالهاى خود بر او سايه مىافكندند. (10)
پی نوشت:
1. سوره ی تحریم، آیه ی 11.
2. الخصال، ص 174. اصل حدیث: «جابر از پيامبر(صلي الله عليه وآله)نقل كرده است كه سه نفر (مؤمن آل ياسين، علي بن ابي طالب(عليه السلام)و آسيه همسر فرعون) حتّي يك لحظه هم به وحي كافر نشدند.»
3. تفسیر نمونه، ج 24، ص 303. http://lib2.eshia.ir/50082/24/303/برترین
4. بحارالانوار، ج35، ص15.
5. همان، ج42، ص301.
6. روضالجنان، ج20، ص268.
7. جامعالبيان، ج12، ص110؛ التبيان، ج10، ص55.
8. قرطبى، ج18، ص132.
9. التبيان، ج10، ص55.
10. جامعالبيان، مج14، ج28، ص218؛ قرطبى، ج18، ص132.
*حزقیل که او را مؤمن آل فرعون هم می نامند، نجاری بود در زمان حضرت موسی (ع) و همسرش آرایشگر دختر فرعون بود و هر دو از اهل ایمان بودند.
از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست