بچه هاي شيطون!
دوشنبه 30 شهریور 1388 1:47 PM
دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگها بحث مىکرد .
معلم گفت: از نظر فيزيکى غيرممکن است که نهنگ بتواند يک آدم را ببلعد زيرا با وجودى که پستاندار
عظيمالجثهاى است امّا حلق بسيار کوچکى دارد .
دختر کوچک پرسيد: پس چطور حضرت يونس به وسيله يک نهنگ بلعيده شد؟
معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمىتواند آدم را ببلعد. اين از نظر فيزيکى غيرممکن است
.
دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت يونس مىپرسم
.
معلم گفت: اگر حضرت يونس به جهنم رفته بود چى؟
دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسيد
.
باران خواهد باريد ... باران خواهد باريد
و من زير باران خيس ميشوم
نياز دارم پاک شوم فراموش شوم
خيسم از خوشبختي
چتري دهيد مرا!!!