21 ذی الحجه
دوشنبه 13 مهر 1394 7:57 AM
در منطقه زرود
زهيربن قين در منطقه زرود به جمع ياران امام پيوست . زهـيـر از لحاظ عـقـيـده , عـثـمـانى بود و علاقه اى به اهل بيت نداشت وى از محترمين طايفه خود بود در كوفه زندگى مى كرد و در ميدانهاى جنگ , رشادتهايى از خود نشان داده است . در سال شصت همراه خانواده اش به حج رفت و در مراجعت مسير حركت او با قافله امام حسين (ع ) يـكـى گرديد, منتها از اينكه با حضرت برخورد كند پرهيز مى كرد به اين نحو كه اگر حضرت راه مـى رفت , او مى ايستاد و اگر امام (ع ) توقف مى كرد او حركت مى نمود تا بالاخره در منزلى به ناچار هـر دو رحل اقامت افكندند, منتها با فاصله از همديگر, زهير با خانواده اش مشغول غذا خوردن بود كـه قـاصـد امام حسين (ع ) آمد و چنين گفت : " ان ابا عبداللّه الحسين (ع ) بعثني اليك لتاتيه " با شـنيدن اين پيغام , لقمه غذا از دست همه افتاد و حالت تحير و سكون به همه آنان دست داد زوجه زهير گفت : چرا نشسته اى ؟
زهير حركت كرد و شرفياب حضور امام (ع ) گشت , در اين تشرف چه گفته و شنيده شد, تاريخ مطلبى را ضبط نكرده است , همينقدر آمده كه زهير با حالت خوشحالى و بشارت برگشت و اثاثيه خود را از ساير اثاثيه ها جدا كرد و حسينى شد. در شب عاشورا هم آن وقتى كه امام (ع ) بيعت خود را از اصحاب برداشت زهير برخاست و گفت : " به خدا قسم ! دوست دارم كشته شوم , بعد زنده شوم , باز كشته شوم و بعد زنده شوم تا هزار مرتبه , تا بدينوسيله خداوند متعال , مرگ را از شما و از جوانان اين خاندان دفع كند ". صبح عاشورا شهادت زهير است صبح عاشورا امام حسين (ع ) زهير را در ميمنه و حبيب را در ميسره لشكر قرارداد. بـعـد از شـهـادت حـبيب , صحنه جنگ داغ شد, موقع ظهر, حضرت , نماز را خواند, زهير جلو آمد و حمله را آغاز كرد و گفت : انا زهير و انا بن القين ـــــ اذودكم بالسيف عن حسين . دوباره خدمت حضرت رسيد و با اين اشعار با امام (ع ) وداع كرد:. فدتك نفسي هاديا مهديا ـــــ اليوم القى جدك نبيا. وحسنا والمرتضى عليا ـــــ و ذا الجناحين الشهيد الحيا. مدتى جنگيد تا بر زمين افتاد, ابا عبداللّه الحسين (ع ) خودش را بر بالين زهير رساند و فرمود:. " لا يبعدنك اللّه يا زهير! و لعن اللّه قاتليك لعن الذين مسخوا قردة وخنازير " . در زيارت ناحيه , خطاب به زهير, چنين مى خوانيم :. " الـسـلام عـلـى زهير بن القين البجلي القائل للحسين وقد اذن له في الانصراف , لاواللّه لا يكون ذلك ابدا ا اترك ابن رسول اللّه اسيرا في يد الاعدا وانجو انا لا اراني اللّه ذلك اليوم " .