0

حاج ميرزا حسين نورى

 
welkinah
welkinah
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : دی 1392 
تعداد پست ها : 171

حاج ميرزا حسين نورى
دوشنبه 23 شهریور 1394  1:53 PM

حسين فرزند محمد تقى معروف به ((محدث نورى)) از محدثين و عالمان بزرگ و پرتلاش جامعه شيعه است، كه زندگى پربار و فوق العاده پربركتى داشته است.
خوشبختان اين عالم بزرگ، خود بخشى از زندگى خويش را به قلم خود نوشته است.
او مى‏نويسد: من هيجدهم ماه شوال سال 1254 هجرى، در روستاى ((يالوا)) از روستاهاى نواحى مازندران به دنيا آمدم، بيش از هشت سال از عمرم نگذشته بود، كه پدرم را از دست دادم و با درد يتيمى هم آغوش شدم، چند سالى با رنج يتيمى زندگى را گذراندم و مشغول علم و دانش شدم.
در راه تحصيل علم و دانش توفيق خداوند نصيبم شد و قبل از آن كه به سن پانزده سالگى برسم، در حوزه درسى و تربيتى فقيه بزرگ ((مولا محمد على محلاتى)) شركت جستم و از علم و راهنمائيهاى پدرانه و دلسوزانه او، كه عالم زاهد و وارسته و عميقى در علم فقه و اصول بود، خوب استفاده‏ها كردم.
آن گاه به تهران آمدم و در حوزه درسى عالم بزرگ و فقيه توانا ((حاج شيخ عبد الرحيم بروجردى)) شركت نمودم و رابطه استاد و شاگردى با استاد سبب شد، كه با دختر او ازدواج كنم و بهتر بتوانم از خرمن علم و دانش او بهره‏مند شوم.
در سال 1373 راه كشور عراق را پيش گرفتم، و در حوزه علمى نجف اشراف حدود چهار سال از حوزه درسى مهم شيخ عبدالحسين تهرانى معروف به ((شيخ عراقين)) شركت نمودم و استفاده‏هاى زيادى بردم. پس از آن به خاطر نا مساعد بودن شرائط آن حوضه به ايران بازگشتم، اما باز در سال 1278 به حوضه نجف اشراف برگشتم، و مدتى در كلاس درس استاد بزرگ ((شيخ مرتضى انصارى)) شركت نمودم. به همراه استاد خود ((شيخ عبدالحسين تهرانى)) مدتى زا در كربلا و دوسال در كاظمين عليه السلام به سر بردم و از سوى استاد خود به رتبه((اجازه نقل حديث))
دست يافتم.
در سال 1280 زيارت خانه خدا نصيبم شد، و پس از مناسك حج به نجف اشراف برگشتم و هم چنان به درس ((شيخ انصارى)) حضورى مى‏يافتم، تا اين كه او؛ رسال 1281 رحلت نمود. به سال 1284 به ايران آمدم و به زيارت حضرت امام رضا (ع) توفيق يافتم، و در سال 1286،كه به عراق برگشتم، استاد خود ((شيخ عبدالحسين تهرانى)) را از دست دادم و در مرگ او سوگوار شدم، اما باز از عراق راهى مكه شدم، و در بازگشت، در حوضه درسى مجدد بزرگ ((ميرزا محمد حسن شيرازى)) شركت كردم، كه آن استاد در سال 1291 به همراه شاگردان خود به ((سامرا)) هجرت نمود، آن گاه در سال 1292 با اعضاء خانواده و استاد ديگر خود ((مولافتحعلى سلطان آبادى)) و داماد خو ((شيخ فضل الله نورى)) به سامرا مهاجرت كرديم.
پس از اين مرحله، براى سومين بار به حج و زيارت حضرت رضا (ع) موفق شدم، در سال 1299 براى چهارمين بار به حج رفتم و پس از بازگشت به سامرا، ملازم جلسه‏هاى درسى ميرزاى شيرازى گرديدم، تا اين كه آن بزرگوار به سال 1312 در سامرا چشم از جهان فرو بست و من به حوزه نجف مهاجرت كردم. -مستدرك الوسائل، ج 3، ص 878، مقدمه دارالسلام، ج ا، ص 3. ?
محدث نورى، كه به سن هشت سالگى يتيم شده بود و قبل از سن بلوغ وارد حوضه علوم اسلامى گرديد بود، در اثر مهاجرت متعدد و بهره جويى از محضر استادان و عالمان بزرگ، به مقام بلندى از فضل و دانش دست يافت، و در طى اين مسافرتهاى و اقامتها در مراكز علمى و دينى، از آموختن و اندوختن در مسائل تفسيرى، حديثى، تاريخى و نجوم از خود حدود سى كتاب به يادگار بگذارد، كه فقط كتاب ((مستدرك تل.تستئل)) او از حدود سى هزار حديث تشكيل مى‏شود. -الذريعه الى تصانيف الشيعه، ج 21، ص 8، فوائد الرضيه، ص 151. ?
آرى، كتابهاى ارزشمند و ماندگار ((محدث نورى)) كه محصول تمام شبانه روز عمر شصت و شش ساله اوست، هر كدام داراى ويژگى و اهميت زيادى است، در حوزه‏هاى علمى منبع و ماخذ استفاده عالمان و اهل تحقيق است، كه معرفى همه آنها از حوصله اين نوشتار بيرون است، بدين دليل تعدادى از آنها را معرفى مى‏كنيم:
1- نفس الرحمان، درباره معرفى شخصيت سلمان فارسى.
2- دارالسلام، دو جلد، در مورد خواب و رويا.
3- معالم العبر، در تكميل جلد هفده ((بحارالانوار))
4- جنة الماوى، داستانهاى افرادى كه به ملاقات امام زمان عليه السلام رسيده‏اند.
5- فيض قدسى، در احوال علامه مجلسى.
6- صحيفه چهارم امام سجاد عليه السلام.
8- نجم الثاقب، در احوال امام غايب عليه السلام، فارسى.
9- كلمه طيبه، فارسى.
10- فصل الخطاب.
11- مواليد ائمه عليه السلام.
12- كشف الاستار، درباره امام زمان عليه السلام.
13- سلامة المرصاد، شرح زيارت عاشورا، فارسى.
14- لو لو و مرجان، درباره آداب سخنرانى، به فارسى.
15- ميزان السماء.
16- شاخه طوبى.
17- ديوان شعر.
18- تحية الزائر.
19- اخبار حفظ قرآن. -مستدرك الوسائل، ج 3، ص 878. ?
20- مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، مهمترين كتاب ((محدث نورى)) است، كه در سه جلد بزرگ با بيش از دو هزار صفحه به چاپ رسيده، و در چاپ جديد كنونى تعداد آن حدود بيست جلد مى‏شود.
اين عالم بزرگ دينى، از نظر اخلاق و رفتار انسانى در مرحله درخشانى قرار داشته است. شاگرد وارسته او ((محدث قمى)) درباره استاد خود كه ساليانى با او مى‏زيسته است، مى‏گويد:
محدث نورى، عالم خوش برخوردى بود، سريع چيز مى‏نوشت، حافظه نيرومندى داشت، موقعيت شناس بود، زود به افراد اعتماد نمى‏كرد، در انجام عبادت جديت و قاطعيت به خرج مى‏داد، زهد و پارسائى را شيوه خود قرار داده بود، هرگز نماز شب و مناجات سحر او با خداوند قطع نمى‏شد، و بالاخره اين دانشمند بزرگوار در قله بلندى از شرافت و فضائل انسانى قرار داشت، بطورى كه با اعمال و رفتار سالم و جذاب خويش، سبب تبليغ دين و گرايش افراد به راه خداوند مى‏گرديد...
اين عالم بزرگ و شايسته، شب چهارشنبه بيست و هفتم جمادى الثانى سال 1320 هجرى قمرى در شهر ((كوفه)) زندگى را به درود گفت جسد او را به نجف منتقل كردند و-فوائد الرضويه، ص 153-149. ? در ايوان سوم سمت شرقى صحن مقدس حرم امير المومنين عليه السلام به خاك سپرده شد. -الذريعه الى تصانيف الشيعه، ج 21، ص 7. ?
محدث بزرگ، حاج ميرزا حسين نورى و آثار ارزشمند او را، كه در جهت احياى احاديث دينى مى‏باشد، عالمان و فقيهان و محدثان عالى مقام زيادى، مورد ستايش و تاييد فراوان قرار داده‏اند، كه از جمله آنان هستند:
علامه بزرگ محمد حسين كاشف الغطا، شيخ الشريعه اصفهانى، حاج شيخ عباس قمى، حاج ميرزا حسن شيرازى، شيخ آقا بزرگ تهرانى، سيد محسن امين جبل عاملى، استاد شهيد مرتضى مطهرى، و امام خمينى ره

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها