بنت الهدى
دوشنبه 23 شهریور 1394 1:51 PM
بسال 1357 هجرى قمرى، مطابق با 1937 ميلادى، در شهر كاظمين كشور عراق، در خانه عالم دينى سيد حيدر صدر، كودكى چشم به جهان گشود، كه به مناسبت نام مادر حضرت محمد صلى الله عليه و آله او را ((آمنه)) ناميدند. اين دختر بعدها به ((بنت الهدى)) شهرت يافت.
از روزگار كودكى آمنه، دو سال بيشتر نگذشته بود، كه پدر را از دست داد و با رنج يتيمى دست به گريبان گشت، اما برادر كودك سيد محمد باقر صدر، كه پنج سال از آمنه بزرگتر بود و نيز مادر او، سرپرستى و تربيت كودك را به عهده گرفتند.
آمنه دخترك با هوش و خوش استعدادى بود، از طرف ديگر آن روزها خانوادههاى مذهبى به سادگى دخترهاى خود را به مدارس دولتى نمىفرستادند، به همين جهت در همان خردسالى مادر و برادرها در خانه، تعليم و تربيت آمنه را عهده دار شدند.
آمنه خوش استعداد، نخست خواند و نوشتن را خوب فرا گرفت، و سپس همراه با آموختن درسهاى كلاسيك در خانه، به فرا گرفتن علوم صرف و نحو و منطق و فقه و اصول و معارف اسلامى پرداخت. اين دختر علاقه زيادى به كتاب و مطالعه داشت، هر كتابى را مىتوانست مىخريد و بعضى اوقات هم كتاب را از ديگران امانت مىگرفت و مطالعه مىكرد و كتاب را به صاحب آن بر مىگردانيد.
بنت الهدى، براى آموختن علم و دانش از هر عالمى مىتوانست درس مىگرفت، غير از برادر خود سيد محمد باقر، در جلسههاى درسى بانوى فاضل و دانشمند ((ام على حسون)) شركت مىنمود، و درسهاى ((شيخ زهير حسون)) را هم به وسيله نوارهاى ضبط شده، استماع مىكرد و آن را فرا مىگرفت.
بدين ترتيب، آمنه وجود خود را با قدرت علم و دانش آراست و با روح پر تلاش و مسئوليتى كه در برابر جامعه خود احساس مىكرد، با شور فراوان و با همه وجود به يارى دخترها و زنهاى عراقى شتافت.
بنظر بنت الهدى، مشكل بزرگ دخترها و زنهاى عراقى و بسيارى از جاها اين بود، كه تحت تاثير عراقى و بسيارى از جاها اين بود، كه تحت تاثير فرهنگهاى شرقى و غربى قرار گرفته، با فرهنگ انسان ساز اسلام بيگانه شده، در نتيجه اصالت انسانى و شخصيت معنوى خويش را فراموش نموده، و به انحطاط فرهنگى و فكرى و اخلاقى مبتلا گرديده بودند، و مىبايست با بازگشت به خويشتن، عناصر فعال و سازنده نسل كنونى خود شوند.
براى اين منظور، او كه دختر جوان دانشمند شده و معارف اسلامى را نيز آموخته بود، كمر همت بست و در چند مرحله فعاليت فرهنگى و انقلابى خود را شروع كرد.
بنت الهدى، زبان نرم، بيان جذاب و منطق نيرومندى داشت، بدين جهت وقتى در خانه خود با همكارى تعدادى از ياران، كلاسهاى آموزشى براى دخترها و زنان تشكيل داد، آنان به خوبى تحت تاثير افكار و مطالب او قرار گرفتند. اين كلاسهاى آموزشى به صورت سيار در آمد، و بانوان ديگر نيز، اعضاى جلسه را به خانه خود دعوت مىكردند، پيوسته به دخترها و زنان شركت كننده افزوده مىشد، و نسل تو و سازندهاى پرورش مىيافتند.
پس از اين مرحله بنت الهدى، دايرة فعاليت فرهنگى خود را در سطح وسيعترى قرار دادت قلم بدست گرفت و مطالب آموزنده و پر جاذبه خود را بصورت مقاله، در مجله ((الاضواء)) كه گروهى از علماى اسلامى آن را اداره مىكردند، منتشر ساخت.
بينت الهدى به وسيله مقالههاى خود توانست، با مخاطبين بيشتر از نسل جوان دردمند و نيازمند به معارف ناب اسلامى سخن بگويد، آنان را تحت تاثير قرار دهد و با مسئوليت خود و معارف اسلامى آشنا سازد.
در سال 1958 ميلادى، گروهى از افراد مومن و دلسوز عراقى ((صندوق خيريه جمعيت اسلامى)) تشكيل داده و از امكانات آن خدمات رايگان درمانى و مساعدتهاى مالى به نيازمندان ارائه مىكردند.
اضافه بر اين، با تشكيل مدرسههاى ملى دخترانه ((الزهرا- (س))) در بغداد، كه شعبههاى آن در نجف، بصره، ديوانيه، حله و كاظمين تاسيس شده بود و هم چنين تاسيس مدرسهها و دبيرستانها پسرانه ((الجواد)) در كاظمين، خدمات فرهنگى و اسلامى چشمگيرى صورت مىدادند، كه از سال 1967 سرپرستى و برنامه ريزى مدرسههاى دخترانه ((الزهرا- (س))) در نجف و كاظمين به عهده بنت الهدى بود، و او ناچار روزهاى هفته را بين اين دو شهر تقسيم كرده و با زحمت فراوان مسئوليت فرهنگى و تربيتى خود را انجام مىداد.
علاوه بر اين، بنت الهدى بعد از ظهرهاى خود را براى ملاقات با دانشجويان دختر اختصاص داده بود، براى آنها تدريس مىكرد، و به سوالها و مشكلات علمى آنان پاسخ مىداد.
در سال 1972 كه قانون آموزش دولتى به تصويب رسيد و مدرسهها در اختيار دولت قرار گرفت، بنت الهدى احساس كرد در آن شرائط نمىتواند رسالت دينى خود را عملى سازد، بدين جهت كارهاى فرهنگى خود را رها كرد، و با وجود اين كه دولت طى نامه رسمى ابقاء او را خواستار شد، او در جواب گفت:
وجود و حضور من تا كنون در اين مدارس، براى جلب رضايت خداوند بود، امام حال كه اين هدف در اين مدارس مطرح نيست، وجود من هم فايدهاى نخواهد داشت.
وقتى بنت الهدى از اين سمتها كنارهگيرى مىكند، فرصت مناسبى بدست مىآورد تا با قدرت قلم خود مطالب اعتقادى، حقوقى، اخلاقى، تربيتى و خلاصه معارف اسلامى را در قالب داستان و بصورت كتاب و انتشار جزوهها نوشته و در سطح عموم منتشر نمايد.
كتابها و داستانهاى بنت الهدى، كه به زبان عربى بوده، به زبان فارسى هم ترجمه شده و با هر دو زبان بارها تجديد چاپ گرديده، عبارتند از:
1- فضيلت پيروز است.
2- اى كاش مىدانستم.
3- دو زن و يك مرد.
4- بحث از واقعيت زندگى.
5- ملاقات در بيمارستان.
6- خانه گم شده.
7- در جستجوى حقيقت.
8- سخنى و دعوتى.
9- خاطرات سفر حج.
10- زن در كنار پيامبر صلى الله عليه و آله
11- مجموعه اشعار.
12- مقالات در مجله ((الاضواء))
13- شخصيت زن مسلمان.
كتاب اخير را اينجانب به زبان فارسى ترجمه كردهام، و تا كنون سه بار تجديد چاپ شده است.
موضوع مهم درباره آثار قلمى داستانهاى چاپ شده بنت الهدى اين است، كه او با روح پر تلاش، قلم روان، و به خصوص سرودن اشعار پر محتوى و متعهدانه خود، روح فرهنگ انقلابى و جرات و حضور متهدانه خود، روح فرهنگ انقلابى و جرات و حضور در عرصه فرهنگ و اجتماع را براى دخترها و زنها، به خصوص زنان عراقى، براى مبارزه با افكار استعمارى و ضد دينى ايجاد كرده، و آنان را چون مردان براى تعيين سرنوشت انسانى خويش به ميدان زندگى آورده است.
بنت الهدى همراه با نوشتن كتابها و پخش و نشر آن، به منظور يك تحول فرهنگى، اردوهاى علمى و عادى كاروانهاى حج براى زنان عراقى، تشكيل مىدهد و هر سال به عنوان سر پرست كاروان حدود 200 زن را به مكه مىبرد، آموزشهاى عملى احكام و مناسك و انجام فلسفه سازنده حج را براى آنان به عهده مىگيرد، و با اين اقدام موثر تحول چشمگيرى در وضع فكرى و فرهنگى زنان بوجود مىآورد، كه نقش آن را در حركت انقلاب ضد حكومتى بعثى ملت عراق به خوبى مشاهده مىكنيم.
آمنه بنت الهدى، شاهد تحولات سياسى اخير عراق هم بوده، در سال 1079 ميلادى هم كه حركات سياسى مردم به رهبرى برادر او آيت الله سيد محمد باقر صدر عليه حكومت بعثى عراق شكل مىگرفت و منتهى به دستگيرى او در 19 ماه رجب 1400 هجرى قمرى گرديد، آمنه فعاليت زياد داشت. پس از دستگيرى برادر، الله اكبر گويان از بازار نجف مىگذشت و براى افشاگرى و تحريك خشم مردم عليه حكومت، به حرم اميرالمومنين عليه السلام رفت، و بدنبال آن مردم در نجف تظاهرات به راه انداختند، كه حكومت از بيم آشوب بيشتر برادر او را آزاد نمود.
اما خبر اين دستگيرى و تظاهرات به ساير شهرهاى عراق هم رسيد، در بغداد، كاظمين عليه السلام فهود، نعمانيه، سماوه، و حتى لبنان و بحرين و ايران هم مردم تظاهرات و اعلام پشتيبانى از آن حركت انقلابى به عمل آوردند، بدين جهت حكومت با كمال خشونت به سراغ كانون رهبرى مبارزه، يعنى آيت الله سيد محمد باقر صدر و خواهر او رفت، صبح شنبه 17 جمادى الاول سال 1400 هجرى قمرى آنان را دستگير و روانه زندان بغداد نمود.
آرى، از مدت زندانى شدن اين دو برادر و خواهر فقيه و دانشمند و مبارز، سه روز بيشتر نگذشت، كه آنان را به جرم ديندارى و آزادى خواهى زير شديدترين شكنجهها قرار دادند و بيستم جمادى الاولى 1400 قمرى مطابق با 19 فروردين 1359 هجرى شمسى آنان را به شهادت رساندند.
بدين ترتيب زندگى 43 ساله سراسر پر بار بنت الهدى، كه حتى به خاطر مشكلات زندگى و فعاليتهاى فرهنگى فرصت ازدواج هم نيافت، به پايان رسيد و در وادى السلام نجف به خاك آرميد.
بنت الهدى دانشمند مجاهد، در طول زندگى به خصوص در سالهاى عمر پر بركت خود در راه بيدار كردن زنان و دختران مسلمان، كه تحت تاثير فرهنگهاى مبتذل و ضد دينى بيگانگان قرار گرفته بودند، شب و روز تلاش مىكرد و چون شير مىخروشيد، تا آنان را به حوزه فرهنگ انسانساز اسلام وارد گرداند و همه، دين و عقيده را محور زندگى خود قرار دهند.
تا اين كه سر انجام خود او هم در راه ايمان و عقيده به اجراى احكام نورانى اسلام جان فدا نمود، اما زندگى و مرگ او در فرهنگ كشورهاى اسلامى تحولى بوجود آورد و حتى از آن روز تا كنون در ايران اسلامى هم بسيارى از افراد نام دختران خود را ((بنت الهدى)) گذاشتهاند و دبستانها و دبيرستانهاى فراوانى را بدين عنوان ناميدهاند.