ارنست رنان
دوشنبه 23 شهریور 1394 1:49 PM
زورف ارنست رنان، در 27 فوريه سال 1823 ميلادى، در يكى از شهرهاى فرانسه، به نام ((تره گيه)) چشم به دنيا گشود. اما چون وى هفت ماهه به دنيا آمده بود، چنان ضعيف و ناتوان بود كه كسى اميدى به زنده ماندن او نداشت.
پدر رنان ناخداى ورشكستهاى بود، كه وقتى به سال 1828 ميلادى از دنيا رفت ((هانرى بت)) دختر هفده ساله و رنان پنج ساله را از خود به جاى گذاشت، و آنان با تحمل درد يتيمى، از لحاظ تامين مخارج زندگى با سختى به سر مىبردند.
اما ((هانرى يت)) كمر همت بست، نخست از راه آموزگارى و بعد از راه معلمى در يك خانواده هلندى، حقوقى را بدست مىآورد و زندگى خود و برادر كوچك و مادر داغدار را تامين مىكرد.
رنان كوچك، به دبستان كليساى ((تره گيه)) رفت، تحصيلات ابتدائى را به پايان رسانيد، و از خود چنان هوش و استعداد سرشارى نشان داد، كه توانست در 15 سالگى براى فراگرفتن علوم دينى وارد مدرسه مذهبى ((نيكلا دو شاردونه)) پاريس گردد.
وى دوره چهارساله اين مدرسه را به خوبى پشت سرگذاشت، و براى ادامه تحصيلات عالى به دانشكده ((سن سولپيس)) وارد شد. در اين دانشكده مىبايست نخست در سال اول فلسفه آموخت، اما اين كار در مركز اصلى آن صورت نمىگرفت، بلكه كلاسهاى فلسفه در خانه زيباى ((مارگريت دووالو)) همسر اول ((هانرى چهارم)) متعلق به قرن هفدهم در نقطه ييلاقى حومه پاريس تشكيل مىشد.
در محوطه اين دانشكده باغ زيبا و با صفائى قرار داشت، كه رنان بيشتر اوقات خود را در آنجا مىگذرانيد، در يكى از خيابانها روى نيمكت سنگى مىنشست و بدون اين كه خسته شود، به مطالعه مىپرداخت و به اميد آيندهاى درخشان، به فكر و انديشه فرو رفت.
رنان دوره سه ساله اين دانشكده را هم به خوبى گذرانيد، و با پشتكار زياد به مبانى علوم الهى و قواعد زبانها عبرانى و سريانى و عربى مسلط شد، اما به خاطر مقررات سخت اخلاقى، وى در 16 اكتبر 1845، آن دانشكده را ترك گفت و به شغل دبيرى پرداخت.
ولى در آن روزها ((رنان)) دوستى پيدا كرد، كه در اثر معاشرت و گفتگو با او، تحول فكرى جديدى در زندگيش پديدار گشت. نام اين دوست كه چهار سال از ((رنان كوچكتر)) بود، ((مارسلن برتلو)) بود، كه دانشجوى علوم بود، و طولى نكشيد كه يكى از ستارگان درخشان ((علم شيمى)) در عصر خود محسوب گشت.
اين دو دوست، خوب همديگر را درك كردند، ((برتلو)) در هوش و اخلاق با ((رنان)) برابرى مىكرد، اما در علم و معرفت ((برتلو)) بود، كه دانشجوى علوم بود، و طولى نكشيد كه يكى از ستارگان درخشان ((علم شيمى)) در عصر خود محسوب گشت.
اين دو دوست، خوب همديگر را درك كردند، ((برتلو)) در هوش و اخلاق با ((رنان)) برابرى مىكرد، اما در علم و معرفت ((برتلو)) برترى داشت و مكمل رنان محسوب مىگرديد، بدين جهت ((رنان)) در عين حالى كه به سال 1752 دكتراى خود را در ادبيات گرفت، چنان تحت تاثير افكار ((برتلو)) واقع شد، كه تحت عنوان ((آينده علم)) كتابى به قلم ((رنان)) در سال 1859 منتشر شد.
اين كتاب يك تحقيق اجتماعى، يك مقدمه براى مطالعات علمى و يك كوششى بود براى ايجاد فلسفهاى بر اساس حقايق تجربى، براى دست يافتن به ارزشهاى علمى در حل مسائل اجتماعى، چنانكه دوستى ((برتلو)) تا آخر عمر با ((رنان)) هم چنان صميمى و بر پيمان مقدس بدون هيچگونه خصومت و ناراحتى باقى ماند.
رنان در سالهاى 1849 و 1850 سفرى به ((ايتاليا)) كرد، در اين سفرذوق به هنر و زيبائى در او پديدار گشت، و چنان افكار او را پخته و سنجيده كرد، كه توانست اولين كتاب خود را دو سال بعد از اين مسافرت، به نام ((آو- روس)) به چاپ برساند و پيشرفت خوبى در كار خود بدست آورد.
در سال 1854 رنان با ((كرنلى)) دختر خواهر)) ((آرى شفر)) نقاش هلندى ازدواج كرد، و آن گاه هم كه خواهر او ((هانرى بت)) از لهستان بازگشت، با آنان و با مادر پير خود، كه بعد به فرزندان خود پيوست، در عين داشتن مشكلات عادى، زندگى خوبى را ادامه مىدادند.
رنان، در مجله ((دو جهان)) و ((روزنامه كوشش)) مقاله مىنوشت، و نيز در دايره كتابهاى خطى ((كتابخانه ملى)) كار مىكرد، و به سختى مىتوانست مخارج سنگين عائله خود را تامين نمايد، تا اين كه به سال 1857 ((كلورد برناد فرانس)) استاد كرسى فرهنگستان علوم فرانسه درگذشت، و رنان به دليل نوشتن كتاب ((تاريخ عمومى زبانهاى سامى)) و عضويت در ((انستيتو)) تنها كسى بود، كه با شايستگى اشتغال آن كرسى را عهده دار شد.
اما عقائد مذهبى ((رنان)) مانع اين انتصاب شد و دولت هم به خاطر جبران ظلمى كه بر اين استاد وارد گرديد، او را به يك مسافرت علمى به ((فينيقيه)) قديم فرستاد، ولى اين مسافرت براى رنان فرصت مناسبى به دست آورد، زيرا اين سفر روح هنر ورى او را تقويت كرد، او اطلاعات باستانى و عكسها و مطالبى به دست آورد، كه توانست جلد اول كتاب ((مبادى مسيحيت)) را بنويسد.
البته خواهر رنان ((هانرى يت)) هم به عنوان منشى همراه او بود، و آن گاه كه به ((فلسطين)) سفر كردند، هر دو در اثر هواى گرم و مرطوب ((شام)) بيمار شدند و قبل از آن كه به نواحى كوهستانى ((خضير)) بروند رنان خواهر فداكار و مهربان خود را در سپتامبر سال 1861 از دست داد و جسد او را زير نخلهاى آن منطقه به خاك سپرد اما وى اين حوادث را تحمل كرد و حتى طرح ريزى كتاب زندگى مسيح را انجام داد، و آن را به سال 1763 منتشر ساخت، كه مورد استقبال بى نظير واقع شد.
با انتشار اين كتاب، شهرت نويسندگى ((رنان)) افزون گشت، وضع زندگى او مقدارى بهتر شد، و آن گاه وى خاطرات زندگى خود را تحت عنوان ((يادگارىهاى كودكى و جوانى)) كه يكى از پر جاذبهترين شرح زندگىها است، به دست چاپ سپرد.
اين كتاب آن چنان مورد استقبال مرد فرانسه قرار گرفت، كه نظير آن را جز در كتاب ((خاطرات پس از مرگ)) نمىتوان سراغ داشت، اما افسوس كه ((هانرى بت)) خواهر مهربان و رنج كشيده او ديگر زنده نبود، كه روزگار شهرت مقام و عظمت علمى همراه با رفاه نسبى زندگى برادر را مشاهده كند، رنان هم در اكتبر سال 1892 در ((پاريس)) چشم از جهان فروبست.
اما آنچه ارنست رنان را به عنوان يك فيلسوف بزرگ مذهبى مطرح كرده اين است كه، وى ضمن اعتقاد محكم به حقيقت علم، روح مذهب و تورات و انجيل را پيراسته از ((تثليث و الوهيت مسيح)) و امور بى اساس ديگر دانسته، به مبانى استوار دين عقيده داشته، و قسمت عمده تحقيقات او درباره دين يهود و مسيحيت است و مىگويد: از ذات باريتعالى، جز اين كه وجود او را تصديق كنيم، نبايد سخن گفت.
هم چنين رنان مىگويد: ممكن است روزى هر چه را دوست مىدارم، نابود و از هم پاشيده شود، و هر چه را كه نزد من لذتبخشتر و بهترين نعمتهاى حيات است از ميان برود، و نيز ممكن است آزادى بكار بردن عقل و دانش و هنر بيهوده گردد، ولى محال است، كه علاقه به دين متلاشى يا محو شود، بلكه همواره و هميشه باقى خواهد ماند، و در كشور وجود من شاهدى صادق و گواهى ناطق بر بطلان ماديت خواهد بود. يعنى بر بطلان مسلكى كه مىخواهد اين موهبت الهى، يعنى فكر عالى انسانى را در تنگناى پست زندگى خاكى محدود و مقيد سازد.
رنان باز مىگويد: آثار و كتابهاى علمى و فنى علماى اسلام، بوسيله جنگهاى ((صليبى)) به اروپا رفت، و پيش از جنگهاى صليبى نيز بين عرب و اروپا از راه ((اندلس)) ارتباط پيدا شد، و همه اين عوامل اروپاى فقير و درمانده را به گنجهاى فناناپذير علمى، كه نتيجه استعداد مسلمانان بود، راهنمائى كرد، و انتشار علم و نهضت علمى در سراسر اروپا، اين قاره را به تمدن كنونى رسانيد.
كتابهاى ديگر ((رنان)) هم عبارت است از: تاريخ اديان، تاريخ ملت بنى اسرائيل، و ترجمه سه كتاب از ((تورات)).