اديب نيشابورى
دوشنبه 23 شهریور 1394 1:48 PM
در سال 1281 هجرى قمرى ((مطابق با سال 1242 هجرى شمسى))، در روستاى ((بيژن گرد)) نيشابورت در خانه كشاورزى به نام ملا حسين، كودكى به دنيا آمد، كه او را عبد الجواد نام نهادند.
او چهارساله بود كه به بيمارى آبله مبتلا گرديد، چشم راستش كور شد و چشم چپش، پس از مداوا و معالجات زيادى، تا اندازهاى بينائى اش را باز يافت، به قدرى كه مىتوانست جلوى پاى خود را ببيند.
زمانى كه همسالان عبد الجواد به مكتب مىرفتند، پدرش حاضر نشد او را به مكتب بفرستد، زيرا مىترسيد در رفت و آمدها چشمش آسيب ببيند و آن مقدار كم بينائى را هم از دست بدهد. عبد الجواد حافظهاى بسيار قوى داشت. در يكى از شبهاى ماه مبارك رمضان، پدرش دعاى سحر مىخواند عبد الجواد به دقت آن را گوش كرد و كاملا حفظ نمود. به طورى كه شب بعد كه پدر موقع قرائت دعا، اشتباهى نمود، عبد الجواد از جا جست و اشتباه پدرش را به او گفت. ملا حسين از اين موضوع خيلى خوشحال شد و راضى گرديد پسرش را به مكتب بفرستد.
عبد الجواد به مكتب رفت و در اندك زمانى توانست خواند ونوشتن پارسى و مقدمات تازى را فرا گيرد سپس براى ادامه تحصيل به شهر نيشابور رفت و همزمان با ادامه تحصيل، اشعار ديوان قا آنى را حفظ كرد و طولى نكشيد كه خودش شروع به سرودن قصيده هائى به سبك قا آنى نمود. علاوه بر اين وى مهارت خاصى در خواندن شعر داشت و هر شعرى را متناسب با حال و هواى آن شعر قرائت مىكرد.
عبد الجواد در سن شانزده سالگى به مشهد مقدس رفت و در مدرسه علميه ((خيرات خان)) و مدتى بعد در مدرسه علميه ((فاضل خان)) و مدرسه ((نواب)) صرف و نحو علوم متداول را به خوبى فراگرفت و سپس به آموختن دروس سطح عالى پرداخت و همزمان با آن تدريس دروس سطح پايينتر را نيز براى طلاب آغاز كرد.
با اينكه وى از نعمت بينائى، بهره كمى داشت، در عين حال با همت عالى و روح اميدوارى و تلاش مستمر خود، علوم عربى، فقه و اصول را به خوبى فرا گرفت و به نيشابور مراجعت نمود. در اين زمان پدرش در بستر بيمارى بود و بالاخره بدرود حيات گفت.
بعد از فوت پدر، عبد الجواد مجددا به مشهد مقدس رفت و در مدرسه ((نواب)) سكونت اختيار كرد و تا آخر عمر هم در همانجا بود و بار ديگر مطالعه و تدريس را از سر گرفت.
با اينكه مطالعه برايش خيلى دشوار بود و چشم چپ او هم گل پيدا كرده بود و مجبور بود هنگام مطالعه، كتاب را خيلى نزديك چشم نگاه داشته و به سختى كلمات را تشخيص مىداد، در عين حال به دليل مطالعات فراوان، كلاسهاى درس او روز به روز رونق بيشترى مىيافت!
اطلاعات تاريخى و ادبى او بسيار زياد بود و محفوظاتش از شعر و نثر زبانهاى عربى و فارسى به قدرى فراوان بود، كه كمتر دانشمندى به آن پايه رسيده بود و همه آشنايان را به تعجب انداخته بود.
او شبانه روز كار مىكرد، يا مطالعه مىنمود و يا به تدريس مىپرداخت. در رشتههاى مختلف علوم اعم از عربى، فارسى، حكمت، طبيعى، آراء مذاهب مختلف، هيات، نجوم، حساب، جبر، مقابله، هندسه، طب، فقه، اصول، حديث و رجال، بد طولانى داشت و مقامى ارجمند نزد صاحبان علوم پيدا كرده بود. براى مثال بالغ بر دوازده هزار بيت از اشعار اعراب زمان جاهليت را در ذهن خود حاضر و آماده داشت!
عبد الجواد كه بر اثر اشعار فراوانش به ((اديب نيشابورى)) معروف گرديده بود، بنابر دلائلى، هرگز ازدواج نكرد و در حجره كوچكى، در مدرسه نواب زندگى سادهاى داشت. با اينكه وى بسيار كم بضاعت و فقير بود، اما به قدرى بلند طبع و قانع بود، كه هيچكس جرات نمىكرد و به خود اجازه نمىداد، تا او را كمك مالى نمايد.
او حتى در روزهاى تعطيل مانند ولادت و وفات ائمه اطهار ((س)) هم كارش را ادامه مىداد و كلاسهايش هم چنان برقرار بود و مىگفت:
((احترام پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان معصوم عليه السلام به خاطر علم و آگاهى آنان مىباشد، پس در اين صورت تعطيل علم چه معنايى دارد؟! اگر براى ولادتها و وفاتها بخواهيم كلاس درس را تعطيل كنيم، يكصد و بيست و چهار هزار پيامبر داريم و در اين صورت در هر روز چندين پيامبر يا وصى پيامبر از دنيا رفته است، پس ديگر نبايد درس بخوانيم)).
اديب نيشابورى از جمله اديبانى است كه حق بزرگى به گردن ادبيات و فرهنگ امروزه ايران دارد. شاگردانى كه توسط او تربيت گرديدهاند، هر كدام، نام آورانى در صحنه ادبيات فارسى مىباشند.
از جمله شاگردانى معروف اديب نيشابورى: بديع الزمان فروزانفر، محمد پروين گنابادى، محمد تقى اديب نيشابورى، محمد على بامداد، ملك الشعراى بهار، سيد جلال الدين تهرانى، محمد تقى مدرس رضوى و... مىتوان نام برد.
اين اديب فرزانه، به خاطر نارسائى بينائى خود نتوانست آثار مكتوب زيادى را از خود بجاى گذارد، اما با وجود همان يك چشم ناتوان، كتابهاى زير را به رشته تحرير در آورده است:
1- رسالهاى در جمع بين عروض فارسى و عربى.
2- قسمتى از ((شرح معلقات سبع)).
3- چند جزوه در ((تلخيص شرح خطيب تبريزى)) بر حماسه ادبى ((ابى تمام)) .
4- ديوان اشعار.
از آثار اديب نيشابورى متاسفانه چيزى به چاپ نرسيده است، فقط از مجموع حدود پنجهزار بيت شعر او، تعدادى را ((عبرت نائينى)) در دو كتاب: ((مدينة الادب)) و ((نامه فرهنگيان)) با خط خود آورده است.
اديب نيشابورى، اين دانشمند فرزانه و مربى بزرگ و خدمتگزار، پس از شصت و سه سال عمر با بركت، صبح روز جمعه پانزدهم ذيقعده سال 1344 هجرى قمرى، مطابق با ششم خرداد ماه سال 1305 شمسى زندگى را بدرود گفت، جسد او را نزديك در نقره ((دار الحفاظ)) آستان مقدس حضرت امام رضا عليه السلام به خاك سپردند.