آن كه...
شنبه 4 دی 1389 7:26 PM
| من نظر في عيب نفسه اشتغل عن عيب غيره. و من رضي برزق الله لم يحزن علي ما فاته. و من سل سيف البغي قتل به. و من كابد الامور عطب. و من اقتحم اللجج غرق. و من دخل مداخل السوء اتهم. و من كثر كلامه كثر خطوه. و من كثر خطوه قل حياوه. و من قل حياوه قل ورعه. و من قل ورعه مات قلبه. و من مات قلبه دخل النار. و من نظر عيوب النااس فانكرها ثم رضيهاا لنفسه فذاك الاحمق بعينه. والقناعه مال لاينفذ. و من اكثر من ذكر الموت رضي من الدنيا باليسير، و من علم ان كلامه من عمله قل كلامه الا فيما يعنيه. آن كه در عيب خويش نگريست از عيب ديگران بازماند. آن كه به رزق خدا رضايت داد، بر چيزهايي كه از دست داده اندوهگين نگشت. آن كه شمشير ستم بر كشيد، با همان به قتل رسيد. آن كه بدون فراهم آوردن اسباب در امور كوشيد، شكست خورد. آن كه بيآمادگي در گردابها فرو رفت، غرق گرديد. آن كه در جاهاي بد پاي گذاشت، مورد تهمت قرار گرفت. آن كه سخنش بسيار شد، خطاهاش بسيار گشت. و آن كه خطاهايش بسيار شد، حيايش اندك گشت. و آن كه حيايش اندك شد، ورع پرواي از حراماش اندك گشت. و آن كه ورعش اندك شد، قلبش مرد. و آن كه قلبش مرد، در آتش افتاد. آن كه در عيبهاي مردم نگريست و آنها را ناپسند شمرد و سپس همانها را براي خود پسنديد، خود احمق است. قناعت، مالي است كه پايان نميپذيرد. آن كه مرگ را بسيار به ياد آورد، از دنيا به كم رضايت داد. آن كه دانست سخنش جزو عملش است، سخنش اندك گشت، جز درباره چيزهايي كه از روي تفكر، سخن گفتن درباره آنها را ميخواهد. |
||
|