0

قیامت

 
ghasem8224
ghasem8224
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آذر 1393 
تعداد پست ها : 1025
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:قیامت
شنبه 14 شهریور 1394  3:34 PM

دیان باستانی در شرق نزدیک

مفهوم رستاخیز در مکتوبات برخی از ادیان غیرابراهیمی باستانی در خاور میانه یافت می‌شود. بقایای چند دست نوشته مصری و کنعانی به مرگ و برخاستن خدایانی مانند اُزیریس و بعل اشاره دارد. جیمز فریزر در کتاب خود به نام تنه درخت طلایی[۸] از مرگ و برخاستن خدایان گزارش داده‌است.[۹] اما منابع بسیاری از نمونه‌های ارائه شده توسط او، به عقیده محققان مختلف، تحریف شده‌است.[۱۰] در یک رویکرد مثبت تر متینجر در کتاب اخیر خود استدلال می‌کند که دسته بندی ظهور و بازگشت به زندگی برای خدایان زیر قابل توجه‌است: أوغاریت بعل، ملکارت، آدونیس، اِشمان، ازیریس و دامازی[۱۱]

دین یونان باستان

در دین یونان باستان، شماری از مردان و زنان جسمی جاودان داشتند درنتیجه آنها پس از مردن زنده می‌شدند. اسکلاپیوس توسط زئوس کشته شد تنها برای اینکه مجدد زنده شده و تبدیل به یک خدای بزرگ‌تر شود. آشیل، بعد از کشته شدن، از توده هیزم مخصوص آتش زدن جسد مرده در مراسم تشیع جنازه‌اش توسط مادر الهی خود تتیس ربوده و به زندگی بازگردانده شد، و زندگی جاودانه در هر دو جهان هستی، دشت اهل بهشت و یا جزایر خوبان به ارمغان آمد. مِمنون، که توسط آشیل کشته شد، به نظر می‌رسد به سرنوشتی مشابه دچار شد. آلکمینی، کستور، هرکول و ملیسرت هم ازجمله اشخاصی بودند که گاهی اوقات در نظر گرفته شده که به شکل جسمانی جاوادانه زنده شده‌اند. مطابق تاریخ هرودوت، قرن هفتم پیش از میلاد حکیم آریستیس از پروکونسوس جزیره مرمر در دریای مرمر کنونی ابتدا مرده پیدا شد بعد از آن که بدنش در یک اتاق درب بسته ناپدید گشت. پس از آن نه تنها او زنده پیدا شد بلکه جاودانگی هم یافته بود. بسیاری دیگر از شخصیت‌ها، مانند تعداد زیادی از کسانی که در جنگ‌های تروا و تیبان بودند؛ منلائوس و مشت زن تاریخی کلئومد از آستوپالیا که معتقدند با جسم خود جاودان شده بودند بی آنکه مرگی را در مرحله اول تجربه کرده باشند. درواقع، در آیین یونان همواره جاودانگی به طور طبیعی شامل یک اتحاد ابدی میان جسم و روح بوده‌است. انگاره فلسفی یک روح جاویدان اختراع بعدی بود که هرچند با نفوذ اما در دنیای یونان هرگز موفقیتی نداشت. هرچند علاوه بر نارضایتی‌های فلاسفه مختلف نسبت به باورهای عمومی، در دوره مسیحیت هم شاهد مخالفت‌هایی در این باره بوده‌ایم، اما باورمندان سنتی یونان همچنان بر این اعتقادشان پابرجا ماندند که بازگشت از مرگ و برخورداری از جسمی نامیرا در مورد افراد خاصی اتفاق افتاده‌است.[۱۲]

این اعتقاد سنتی دینی به جاودانگی جسمانی به طور کلی توسط فلاسفه یونانی مردود شمرده شد مثلاً پلوتارک فیلسوف دوره میان افلاطونی (در قرن اول میلادی) در فصلی از کتاب زندگی نامه‌های مردان نامی زندگی‌های موازی، درباره خبر ناپدید شدن اسرارآمیز و در پی آن الهی بودن رومولوس، آن را با باورهای سنتی یونانی مانند رستاخیز و جاودانگی جسمانی آلکمنه و آریستیس اهل پروکونس مقایسه می‌کند[پانویس ۱]

پلوتارک، آشکارا چنین عقایدی را که در آیین سنتی یونان بود تمسخر کرده و می‌نویسد،

بسیاری از این حوادث بعید توسط افسانه نویسان شما ساخته و پرداخته شده که مخلوقات ذاتاً فناپذیر را موجوداتی خدایی بتصویر می‌کشند

تناظر بین این اعتقادات سنتی و بعد از آن رستاخیز عیسی در اعتقادات مسیحیان اولیه به چشم می‌خورد چنانچه مارتیر جاستین دلیل میاورد که وقتی ما می‌گوییم عیسی مسیح، معلم ما به صلیب کشیده شد و مرد و مجدداً برخاست و به آسمان صعود کرد ما چیزی متفاوت از آنچه شما به عنوان آنچه برای پسران زئوس در نظر می‌گیرید، طرح نکرده‌ایم.[پانویس ۲] اگرچه اعتقاد به رستاخیز همگانی مردگان در میان یونانیان باستان وجود ندارد، ولی آنان معتقد بودند که خدایان نه فقط قادر بودند گوشت بدن را مجدد خلق کنند حتی بدنی که سوخته و یا از میان رفته را نیز از نو به وجود آورند. نظریه یک رستاخیز عمومی برای مردگان در ظاهر برای یونانیان به طور کامل نامعقول بود. این موضوع در خطابه پل در ائروپاگوس نیز دیده می‌شود. پس از اولین گفته درباره رستاخیز عیسی که آتنی‌ها را به شنیدن بیشتر ترغیب می‌کند. پل درباره چگونگی ارتباط یافتن این پدیده با یک رستاخیز عمومی مردگان می‌افزاید،[پانویس ۳]

با بازنگری بر نادانی‌های مکرر انسان، خداوند اکنون اعلام می‌دارد که همه انسانها هر کجا که هستند باید توبه کنند زیرا او روزی را معین کرده که در آن به عدالت درباره جهان قضاوت می‌کند؛ این کار را از طریق انسانی انتخاب شده به انجام می‌رساند که او را به نشانه‌ای برای همه انسانها مجهز کرده‌است و آن نشانه برخاستن از مرگ است

یهودیت

''سه نمونه واضح در کتاب مقدس عبری موجود است که افراد مجدد بعد از مرگ زنده شدند.

  • الیاس نبی دعا می‌کند و خداوند پسرجوانی را مجدد زنده می‌کند[پانویس ۴]
  • الیسع پسر زنی به نام شونامیت را زنده می‌کند[پانویس ۵]این بسیار شبیه بود به تولد کودکی که او قبلاً پیشگویی کرده بود.[پانویس ۶]
  • بدن یک مرده بر قبر الیاس نبی پرت می‌شود و وقتی که بدنش با استخوان‌های الیاس نبی تماس می‌یابد مجدد زنده می‌شود[پانویس ۷]

بنا به نظر هربرت. سی. بریچتوته، که نوشته شده در اتحادیه کالج سالانه اصلاحات یهودیت نوشته شده، مقبره خانوادگی مفهوم اساسی در ادراک دیدگاه‌های زندگی بعد مرگ در کتاب مقدس است. بریچتوته بیان می‌کند که انگیزه این کار صرفاً یک احترام احساسی به جسم باقی‌مانده از شخص متوفی نیست بلکه دلیل آن بیشتر به ارتباط پذیرفته شده بین خاک سپاری مناسب و شرایط خوشبختی فرد مرده برای زندگی بعدی بر می‌گردد. بنا به نظر بریچتوته اسرائیلیان اولیه ظاهراً به این اعتقاد داشتند که مقبره‌های خانوادگی یا قبیله‌ای منجر به ایجاد نوعی اتحاد می‌شود و این کنار هم آمدن یکپارچه درواقع به واژه شئول در کتاب مقدس عبری باز می‌گردد. هرچند این کلمه به خوبی در تناخ شرح داده نشده، اما شئول از این منظر محلی زیرزمینی بود که ارواح مردگان بعد از مرگ جسمانی خود به آنجا می‌رفتند. بابلی‌ها مترادفی به نام آرالو و یونانیان نیز به نام هادس داشتند.[پانویس ۸] بنا به نظر بریچتوته، دیگر نام‌های شئول در کتاب مقدس، آبددون به معنی از میان بردن،[پانویس ۹] همچنین بور به معنی گودال،[پانویس ۱۰]و شخات به معنای فساد[پانویس ۱۱] یافت شده‌است.[۱۳]

مسیحیت

در مسیحیت، بحث انگیزترین رستاخیز، مربوط به رستاخیز عیسی مسیح است، اما همچنین شامل رستاخیز روز داوری به عنوان رستاخیز مردگان توسط آن دسته از مسیحیانی که در کیش نیسن مشترک هستند نیز می‌شود. که اکثریت جریان اصلی مسیحیت را در برمیگیرد، و همچنین زنده شدن مرده‌ها به عنوان معجزه عیسی و پیامبران عهد عتیق انجام شده‌است.

زنده شدن مجدد عیسی

بسیاری از مسیحیان رستاخیز عیسی را نظریه اصلی و محوری در مسیحیت می‌دانند. عده دیگری از مسیحیان به حلول روح مسیح و تجسد او به عنوان محور آموزه‌های مسیحی توجه دارند، هر چند این معجزات و به طور خاص رستاخیز او هستند که اعتبار لازم را برای پدیده تجسد وی فراهم می‌کنند. با توجه به نظر پولس، ایمان مسیحی بر محوریت رستاخیز عیسی مسیح و امید برای زندگی پس از مرگ قرار می‌گیرد. پولس رسول در نامه اول خود به قرنتیان نوشت، اگر تنها در این زندگی امید به مسیح داریم، ما بیش از همه انسان‌ها مورد ترحم هستیم. اما در واقع مسیح مجدد زنده شده، و این اولین محصول از بازگشت کسانیاست که در مرگ افتاده‌اند.[پانویس ۱۲] تقریباً همه مسیحیان کاتولیک، ارتدوکس و پروتستان و پیروان کلیسای آشوری شرق رستاخیز جسمانی عیسی مسیح را به عنوان یک رویداد واقعی تاریخی قبول دارند، و انکار واقعیت فیزیکی رستاخیز او را به عنوان یک ارتداد محکوم می‌کنند

http://www.axgig.com/images/46102340277214272922.jpg

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها