پاسخ به:پناهیان: جناحی کردن دو طیف سیاسی کشور برای من از خندوانه هم خنده دارتر است
یک شنبه 15 شهریور 1394 11:43 AM
نقل قول mhzahraee
یک مورد را خلاصه می نویسم بعدش اگر خواستید مراجعشو می گم که مستنداً ببینید:
روزهای آخر جنگ یک عده از مدیران و مسؤولین به امام اصرار می کردند برای صلح با صدام. امام رحمة الله علیه هم مخالف بودند و دلایلی داشتند. آن آقایان و بعضیهای دیگر که در جریان ماجرا بودند صدایش را در نیاوردند و به مردم نگفتند چه می گذرد. جالب است که یکی از دلایل آن افرادی که بر صلح با صدام اصرار می کردند این بود که مردم دیگر به جبهه نمی روند و نیرو نداریم. امام هم فرموده بودند فتوای جهاد می دهم ولی آقایان قبول نمی کردند و حرف خودشان را می زدند. با اعلام قبول قطعنامه 598 خیلیها غافلگیر و بهت زده شدند چون مردم از ماجراهای پشت پرده خبر نداشتند به این معنا که کسی به آنها چیزی نگفته بود. چند روز بعد از قبول قطعنامه از سوی ایران و در شرایطی که نیروها را از جبهه ها برگردانده بودند، ناگهان صدام یک یورش بزرگ انجام داد و نزدیک بود دوباره خرمشهر را بگیرد و به اهواز نزدیک شود. با اعلام این خبر سیل نیرو به جبهه ها سرازیر شد و صحت دیدگاه امام و پوچی دیدگاه آن حضرات مثلا کارشناس و مدیر و مسؤول ثابت شد ولی دیگر دیر بود و ایران رسماً قبول قطعنامه را اعلام کرده بود.
آن روز اگر پیش از قبول قطعنامه مردم از مواضع و برخوردهای بعضی از آقایان با حضرت امام آگاه می شدند، آن آقایان نمی توانستند در برابر امام جبهه درست کنند و امروز هم دیگر در جایگاهی نبودند که کشور را به بیگانه بفروشند و یک چیزی هم از ملت طلبکار شوند!
این ماجرا را کمی مفصلتر می توانید در کتاب "راز قطعنامه" نوشته ی کامران غضنفری بخوانید.
موفق باشید
دوست عزیز این موردی که شما گفتی از چند زاویه قابل بررسی و میشه با تحلیل های مختلف نتایج مختلفی ازش گرفت . شما از قول یک نویسنده نقل و قول کردی و نتیجه گیری کردی در حالی که در مورد این موضوع چندین دلیل ذکر شده مثلا
1.مثلا در پاسخ به این ادعا که نیروهای مردمی تمایلی به رفتن جبهه نداشتند، سردار فضلی جانشین بسیج مستضعفین (فرمانده سابق لشکر سیدالشهدا) در مورد استقبال مردم از جبهه ها می گوید: « برای اجرای عملیات کربلای چهار و عبور از رودخانه اروندرود و تصرف جزیره ام الرصاص ، با کثرت رزمندگانی که در جبهه نمونه آن وجود نداشت، مشکلی نبود... کمبود نیرو نداشتیم.»
2.علیرضا افشار (مسئول اسبق ستاد مرکزی سپاه) نیز در این مورد گفت:«آمار بسیجیان ما در طول عملیات ها ۱۰۰ هزار نفر بود و در پشت عملیات ها کمتر یا بیشتر می شد. البته نیروی کادر سپاه و یگان های ارتش که علاوه بر کادر عمدتاً از سرباز استفاده می کردند را نیز باید به آن اضافه کرد. فکر می کنم با نیروهای ستادی عدد ۵۰۰ هزار نفر را تشکیل می دادند. تعداد بسیجیان جبهه رفته ما نیز حدود یک میلیون نفر می شد... .»
پس ده ها علت میشه یرای خاتمه جنگ ذکر کرد و نتیجه گیری با یک دلیل بنظرم کار علمی نباشه!