پاسخ به:¤•✿ جملات زیبا و دلنشین ... ✿•¤
دوشنبه 13 مهر 1394 10:02 PM
در یک کوچه ای چهار خیاط بودند،
که همیشه با هم بحث می کردند ...
یک روز، اولین خیاط یک تابلو بالای مغازه اش نصب کرد.
روی تابلو نوشته بود
"بهترین خیاط شهر"
دومین خیاط روی تابلوی بالای سر در مغازه اش نوشت
"بهترین خیاط کشور"
سومین خیاط نوشت
"بهترین خیاط دنیا"
چهارمین خیاط وقتی با این واقعه مواجه شد
روی یک برگه کوچک با یک خط معمولی نوشت
"بهترین خیاط این کوچه"
آری؛
قرار نیست دنیامون رو بزرگ کنیم که توش گم بشیم،
در همون دنیایی که هستیم.
میشه آدم بزرگى باشيم ...

☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆
☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆
