0

دلشکسته

 
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته
یک شنبه 18 مرداد 1394  1:45 PM

 در پس پرده یک ظهر غریب ...

من و یک خواب عجیب …!!

رازها در پس این خواب نهان است ... نهان ... من کویری بودم!

خالی از شور و نشاط

خالی از نغمه مرغان خوش آواز بهار ... و فقط من بودم، نالهء مبهم باد ...

خار هم، از دل دیوانه من می رویید!

 

آسمانم خالی

و در این پهنه ندیدم ابری!! پس خودم باریدم …

آنقدر باریدم ...

تا کویرم گل داد 

گلی از عشق درونش رویید ... پس تو هم باران باش

به کویر دل خود سخت ببار

و برون کن زدلت

نفرت و بیزاری را

و فقط عشق بورز

به خودت و همه انسانها ...


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها