پاسخ به:اتاق چت راسخون
سه شنبه 12 بهمن 1400 1:53 AM
امیر علی عزیز..از تدارکات روز مادری برامون بنویس...شما خیلی هیجانی هستتید...پر انرژی و قدرتمند...مهندس جان دوست داشتیم ببینمتون...
جان دلی حاج اقا
انرژی از خودتونه ما جرم و شتابتیم
والله جونم واستون بگه که با دلبر جان با هم تصمیم گرفتیم و یه روزقبل رفتیم اونور همراه با کیک هویج دستپخت خودمونیم همراه با یک هدیه شیک و عالی برای مادر زن گرامیم که دبیر بازنشسته هم هستن و بعد روز مادر رفتیم اینور یعنی مامان بزرگوار خودم که خدا ان شاالله همیشه سالم و سلامت نگهشون داره باز هم همراه با کیک هویج و یه هدیه شیک و عالی (مشترک با دو خواهرای عزیزترینم ) با هم بودیم و خیلی هم خوب گذشت خدا رو شکر دیگه همگی منتظر یه مهمون کوچولو هستیم که بیاد و چشممون رو به جمالش روشن بکنه
![]()
جونم که براتون بگه را با حال اومدی..(خوشم میاد از این اصطلاح شمالی...اگه درست بگم..)..مهندس جان لطف کنید خاطرات را ینویس...باور کن استعداد خوبی دارید...بعدا بده بچه هات بخونن...خیلی دست بنویست برا نوشتن خوبه...یه دفتر بخر شروع کن...
حاج اقا به قول حشمت فردوس تو سریال ستایش دکی ......... ما خاک خورده خاطره نویسی هستیم خخخ
حاج اقا یه تا سررسید خاطره نویسی دارم که پر شدن دوران نوجوانی - جوانی - متاهلی خخخ ه چیز هایی که ننوشتم چه نقاشی هایی که با سایه روشن نکشیدم با مداد مشکی و خودکار مشکی و خودکار قرمز ( قرمزته دیگه ) ولی این اواخر دیگه نرسیدم کار و مشغله و ........... باید یه سری بزنم حالم رو دگرگون میکن روبه بهبودی بیشتر و شاد تر