پاسخ به:اتاق چت راسخون
یک شنبه 4 مرداد 1394 12:03 PM
ان شاءالله این یکی رو هم تموم میکنین
یادتونه قدیما انگیزه داشتم قرار بود با شما اشعار رو کامل کنیم .چقدر زود یادم افتادا![]()
آره آجی. یادمه. هی گفتین عجله نکن! منم عجله نکردم شد یه سال. شاید هم بیشتر!
شروع تالار با شما بودم. بعدش دیگه تنهایی. بعدشم از یه نفر خواستم کمک کنه.
تالار شهریار رو هم سپردم به آقا امیرعلی که نصفه نیمه شد. دارم کم کم بقیش رو میگذارم
در زندگی بکوش. لباس صبر بر تن بپوش. با دانایان بجوش. عزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش