پاسخ به:22 سال درس دادم
شنبه 2 خرداد 1394 6:36 PM
سلام علیکم.
این مطالبی که بیان شد همون گفته های فیلسوفان مثل افلاطون، روسو، کانت، پستالوزی، سقراط و... هستش که همه ی معلمان و دبیران و استادان ما این ها را همراه با مکاتب فلسفی خونند اما می دونید چرا اجرا نمی شوند مشکل این جاست که موقع یادگیری این مطالب خود استاد به این ها باور نداشته و برخلاف گفته ها و درس خودش به این معلمان آینده تدریس کرده.
خوشبختانه چند سال است که از استادان متخصص در این کار که خودشون زندگی و عملشون بر پایه ی این هاست دارد استفاده می شود و دانشجو هم به خاطر این که به صورت عملی این روش ها را تجربه می کند در آینده کاری خودش مورد استفاده قرار می دهد.
اما حقوق معلمان که خیلی بر این باورند که بیش از حد می گیرند و حرفشون هم این است که معلم تابستون تعطیله، عید تعطیله پس نباید این حقوق رو بگیره.
یک سوال دارم ازشون این ها تو خونشون چند تا بچه دارند (حالا خوباشو در نظر می گیریم و نه بیش فعالشو) چند بار در روز به این بچه ها می گند پسرم و یا دخترم این کارو نکن و یا چیزی یاد می دهند و یا اینکه به چند پرسش اینها پاسخ می دهند؟
آیا توان این را دارند که با 30 کودک با تربیت های مختلف به مدت 1 ماه فقط هر روز 4 ساعت تو یه اتاق باشند و نه بیشتر و درس هم نمی خواهیم بدهند زندگی کنند؟؟؟؟
این اطمینان رو داشته باشید که معلمان حقشان بیش از این هاست و باید به رفاهشون رسیدگی بشه.
تازگیا می خواهند رتبه بندی کنند معلمان را بالاترین قیمت 600 هزار تومن هستش که هیچ وقت و هیچ معلمی به اون نمی رسه و انگار سوار بر تردمیل هست و این 600 تومن جلوش.
وقتی به معلمان آن چیزی که حقشان است پرداخت نمی شود چه توقعی دارید که مسئولیتشو به نحو احسن انجام دهد،
آری 5 سال اول تدریسش با شور و علاقه می رود تدریس می کند ولی به مرور وقتی با کم میلی مسئولین و بی توجهی آنها روبه رو می شود اشتیاقش و دغدغه یاد دادنش کم می شود.
چطور توقع دارید وقتی معلمی که باید سخترین کار به قول نیچه و کانت که همان آموزش و یاددهی است را با نداشتن دغدغه یاددهی و با کلی مشغله ذهنی انجام دهد.
وقتی شما کمی مشغله ذهنی دارید مثلا قرض دارید نمی تونید تمرکز داشته باشید پس چطور توقع داشتن تمرکز برای معلمی را دارید که کلی مشغله ذهنی دارد.
آری وقتی می گویند در کشورهای اروپایی و آمریکا شأن معلم بیش از دکتر است می.گوییم آنها نمی فهمند ولی باید گفت آنها می فهمند و ما در غفلتیم چرا که وقتی معلمی در آسایش باشد از ابتدای تدریسش تا انتها ی تدریسش علاقه و دغدغه ی خودش را حفظ می کند و جز به یادگیری به چیز دیگری نمی اندیشد و از تمام انرژی خود و با روش های نوین و اختراعی خود در تربیت برای یاددهی استفاده می کند پس شاگردانی با سطح علمی بسیار بالا تربیت می کند و این شاگردان در آینده در شغل های مختلف می روند و با سطوح علمی بالا و استعدادهایی که شکوفا شده است دست به اختراع و قدم برداشتن برای بردن جامعه به پیشرفت بر می دارند همین باعث پیشرفت آن جوامع می شود و ما سال هاست دنبال دلسل دلیل پیشرفت آنهاییم درحالی که دلیل را باید در داخل خودمان بجوییم نه در خارج.
*هر وقت که سرت به درد آید نالان شوی و سوی من آیی
چون درد سرت شفا بدادم یاغی شوی و دگر نیایی*
*پاسبان حرم دل شدهام شب همه شب تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم*