0

ﺳﺎﻋﺖ ﺧﻮﺏ، ﺳﺎﻋﺖ ﺷﻨﻲ ﺍﺳﺖ!

 
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 35499
محل سکونت : گیلان

عمر در شعر فارسی
شنبه 2 خرداد 1394  6:35 PM

روز رفت و هفته رفت و ماه رفت و سال رفت
اینهمه رفت و جوانی نیز از دنبال رفت


گر ز من پرسند نقد عمر را چون باختی
گویم این سرمایه دولت پی آمال رفت


هر چه را میخواستم ،هر چند خود بیهوده بود
دیر آمد در کفم لیکن به استعجال رفت


مال را پنداشتم سرمایه آسودگیست
مال رفت و روزگارم از قفای مال رفت


عمر انسانی اگر صد یا دو صد آید چه سود
کانچه آمد پارسال، از دست من امسال رفت


بهترین احوال دنیا چیست در نزد اهل دل
چونکه می بایست اندر بدترین احوال رفت


چندی از بهر هوا و چندی از بهر هوس
مختصر عمر عزیز من بدین منوال رفت... 

ملک الشعراء صبوری

 

 

 

در زندگی بکوشلباس صبر بر تن بپوشبا دانایان بجوشعزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش

تشکرات از این پست
ma23hasan
دسترسی سریع به انجمن ها