معلق زدن حاج آقا ابوترابی
چهارشنبه 1 دی 1389 1:59 AM
روز سوم شهریور ماه ۶۹ ، در آن جا بودیم . پچ پچی در میان جمع ۱۵۰ نفری ما افتاد که حاج آقا با چند نفر از آزادگان در یکی از آسایشگاه ها زندانی است . با چند تن از دوستان سریع خود را پشت پنجره آن آسایشگاه رساندیم و دیدیم که ایشان از خوشحالی در پوست خود نمی گنجد . یکی از دوستان گفت : حاج آقا ! خیلی حیف شد ، ما داریم به ایران می رویم . ولی شما در این جا در زندان می مانید .
او با خوشحالی وصف ناشدنی گفت : من بسیار خوشحالم و امروز می بینم که دعایم دارد مستجاب می شود . ناگهان از شدت شادی و شعف هم چون جوانی شاداب به وسط آسایشگاه پرید و شروع کرد به معلق زدن . حقیقتاً هیچ گاه آقا را به اندازه آن روز شادمان ندیده بودم . او پس از یک ماه دیگر به ایران بازگشت