نويسنده:سهراب گل هاشم
چشمانم کم سو شده و فقط مي تواند ترانه بخواند.
قلمي که مغز ندارد، حتماً آبرويت را خواهد برد.
نمي دانم چرا همه به فکر روز مبادا هستند ولي اسمي از اين روز در تقويم نيست.
وقتي به بختم لگد زدم، مچ پايم از ترس در رفت.
براي باز شدن بختش آدرس کليد ساز را گرفت.
بعضي ها دورتان مي گردند و بعضي ها شما را دور مي زنند.
در روزهاي باراني سايه ام به دنبال کارهاي شخصي اش مي رود.
منبع:روزنامه سلامت،شماره 233.