پاسخ به:تلنگر! خوشبختی یعنی ....
پنج شنبه 17 اردیبهشت 1394 11:14 PM
خانم "باربارا دی.آنجلس" در كتاب لحظههاي ناب زندگي مطلب جالبي به شرح ذيل بيان ميكند :
اول دلم لك زده بود كه بتوانم دبيرستان را تمام كنم و به دانشگاه بروم.
بعد داشتم ميمردم كه دانشگاه را تمام كنم و سر كار بروم،
بعد دلم لك زده بود كه ازدواج كنم و بچهدار شوم.
بعد هميشه منتظر بودم كه بچههايم بزرگ شوند و به مدرسه بروند و من بتوانم دوباره مشغول كار شوم.
بعد آرزو داشتم كه بازنشسته شوم و حالا دارم ميميرم كه يك دفعه متوجه شدم: « اصلاً يادم رفته بود زندگي كنم »
شاد باشیم و احساس خوشبختي را به "اگر" هايمان موکول نكنيم زيرا "اگر"ها پايان ناپذيرند و عمر ما فانی... و بياد داشته باشيم زندگي يك سفر است و هدف نيست...!
تنها دو روز در سال است كه نميتوانی هيچ كاری انجام دهی... يكی ديروز ! يكی فردا ! پس همه امروزها را زندگی كن و از آن لذت ببر. من همه ی خوبان را به خدای خوبی ها میسپارم.....
عمر زاهد همه طى شد " به تمناى بهشت " او ندانست که در " ترک تمناست" بهشت
این چه حرفیست که در "عالم بالاست بهشت" هر کجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت....
در زندگی بکوش. لباس صبر بر تن بپوش. با دانایان بجوش. عزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش