0

ولادت با برکت

 
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

دریای جود
چهارشنبه 9 اردیبهشت 1394  11:40 PM

دریای جود  

 

یکی از القاب امام نهم علیه السلام جواد است که به آن شهرت فراوان دارند. جواد نامی از نام‌هاى زیباى پروردگار متعال است که در وجود ائمه اطهار...  
 
دریای جود
 

یکی از القاب امام نهم علیه السلام جواد است که به آن شهرت فراوان دارند. جواد نامی از نام‌هاى زیباى پروردگار متعال است که در وجود ائمه اطهار تجسم یافته و در وجود امام جواد علیه السلام با توجه به شرایط نمود بیشتری یافته است. زندگی حضرت سرشار از نمونه‌های این فضل و بخشش است.
مردى از اهالى سیستان که در سفرى با امام جواد علیه السلام همراه شده، خاطره‌اى شنیدنى از آن سفر را گزارش کرده است، او مى گوید:
در سال اوّل خلافت معتصم من با امام نهم همسفر شدم. همه‌جا با هم بودیم. روزى در سر سفره غذا نشسته بودیم که عرض کردم: فدایت شوم! فرماندار شهر ما، یکى از دوستان و شیفتگان شما اهل بیت علیهم السلام است. مأمورین او براى من مالیات نوشته و پرداختن آن برایم سنگین است. شما لطف کنید و نامه اى براى او بنویسید که با من مدارا کند. امام فرمود: من او را نمى شناسم. گفتم: فدایت شوم! همان طورى که عرض کردم، او از محبّین شما اهل بیت علیهم السلام است. نامه شما براى من در نزد او خیلى کارساز و مشکل گشا خواهد بود. امام کاغذى را برداشته و چنین نوشت:
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم؛ اما بعد، حامل این نامه به تو، نکته زیبائى را یادآور شد که تو به آیین پسندیده اى گرایش دارى! مطمئنّاً تو در مقابل عمل نیک، پاداش نیکى خواهى داشت. به برادرانت احسان کن و بدان خداوند از ریزترین اعمال و رفتارت سؤال خواهد کرد.
مرد سیستانى در آخر مى گوید: قبل از رسیدن من به سیستان، حسین بن عبدالله نیشابورى (فرماندار سیستان) از نامۀ امام با خبر شده بود و هنگامى که من به شهرم نزدیک مى شدم، هنوز دو فرسخ مانده بود که به استقبالم آمد. نامه را به او دادم. او آن را بوسیده و روى چشمانش گذاشت و به من گفت: چه مى خواهى؟ گفتم: در دفتر محاسبات شما براى من مالیاتى نوشته اند که توان پرداخت آن را ندارم. دستور داد آن را براى من ببخشند و اضافه کرد: تا زمانى که من فرماندار شهر شما هستم، تو را از خراج و مالیات معاف کردم. سپس از خانواده‌ام پرسید و من وضعیت اقتصادى خود و خانواده‌ام را برایش شرح دادم. او دستور داد که در مورد مشکل معیشتى من اقداماتى انجام شود و مقدارى هم اضافه به من کمک کرد.
تا او زنده و در منصب فرماندارى سیستان بود، از من مالیات و خراج نگرفتند و احسان و عطایایش را تا آخر از من قطع نکرد. (شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج 6، ص 334

تشکرات از این پست
salma57
دسترسی سریع به انجمن ها