0

شعر و متون ادبی

 
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:شعر و متون ادبی
دوشنبه 7 اردیبهشت 1394  9:57 AM

 

درخت شیشه ای

 
از اشک زلالتر بود و من خیال بلورینم را از پشت ان نظاره گر بودم.

شفافیتش عشق را خجل میکرد و غرور ایینه ایش را میشکست.

نسیم که به دیدارش امده بود نگاهش را به زمین انداخت و لطافت خویش را نادیده گرفت.

و شاپرک بر ظرافت اندامش غبطه خورد.

غروب طلایی خورشید تنش را می ازرد.

اری لطافت او اه چکاوک را شرمگین می ساخت و عروجش را مایوس.

عشق در درونم به لرزه در امد و خود را زندانی دیوارهای دور افتاده قلبم کرد.

چشمهایش را بست و فریاد براورد.

او ارامش روح را متروک کرد و ان "شیشه ای قامت" نفسم را نوازش کرد.

 

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها