0

شعر و متون ادبی

 
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:شعر و متون ادبی
دوشنبه 7 اردیبهشت 1394  9:55 AM

 

من گم شده ام

 
من گم شده ام !دیرگاهیست گم شده ام ! حالا نه ردی از آنان است و نه حتی کوله بارم به چشم میخورد.

من کجا هستم؟در کدام جاده قدم می نهم که نمی دانم آفتاب کدام سو رنگ می بازد.

من همین جا بودم.کنار همین خاطرات اندک.

کنار همین نیمکتهای رنگ و رو رفته.

کنار تخته های خاطره.

کنار همان فرمولهای گیج.

کنار دوستان قدیمی.

کنار دستهای فشرده از مهر.

کنار التهابهای ناگهانی.

من همانجا بودم.

چرا گم شدم؟ دیگر نگاهم کمرنگ شده.

چرا قدر تمام آن لحظاتی که پر صدا بودند و من خاموش را نفهمیدم؟

چرا آن لحظه ها را حک کردم؟

حالا با دنیا طرف شده ام.

با بازیهای دردناکش.

با شبهای طولانیش.

من گم شده ام.

آن کلاسها آن دوستان پر هیاهو آن حیاط پر از دغدغه

آن دستهای گرم و فشرده قبل از پرسش هر درس

آن لبهای پر ز لبخند

چرا دیگر نیستند؟

حالا دیگر هیچوقت آن صفهای پر از انتظار آن اتوبوسهایی که زود می رسیدند و ما دیر

آن خنده های پر از اعتراض سراغم را نمی گیرند.

حالا دیگر بزرگ شده ام.

خنده هایم حساب شده اند.

دیگر آسوده اشک نمی ریزم.

دیگر زود به خانه می رسم.

وقتی به اطرافم می نگرم تمام آدمهایی که جلوتر از من می روند از همین دور از همین فاصله

من شکستهای صورتشان را می بینم که چگونه کوله بار زندگی سنگین بوده!!

 

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها