داستان كوتاه : داستان زيبا (3)
سه شنبه 30 آذر 1389 2:02 PM
|
||
|
روزي مردي به سفر مي رود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه مي شود كه هتل به كامپيوتر مجهز است .
تصميم مي گيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مي نويسد اما در تايپ آدرس دچار اشتباه مي شود و بدون اينكه متوجه شود نامه را مي فرستد . در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين كره خاكي ، زني كه تازه از مراسم خاك سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فكر كه شايد تسليتي از دوستان يا آشنايان داشته باشه به سراغ كامپيوتر مي رود تا ايميل هاي خود را چك كند . اما پس از خواندن اولين نامه غش مي كند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش مي رود و مادرش را بر نقش زمين مي بيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:
|
" بر روی بالشـی که از مــرگ پرنده ها پـر است
نمی تـوان خواب پــرواز را دیـد "