مقدمه کتاب نوروز در جاهلیِت و اسلام ص 31-33
شنبه 1 فروردین 1394 1:11 AM
به طور کلّی میزان و معیار سنجش یک روش و سنّت پسندیده و ارزشمند در ادیان الهی، حیثیّت و جنبۀ عقلانی آن است که موجب تحسین و یا تقبیح آن روش و عادت و سنّت میشود. بنابراین پرداختن به هر روش و سنّت به تنهایی و فی حدّ نفسه مطلوب و مورد پسند نیست و چه بسا با موازین شرع و مبانی مکتب توحید در تعارض و تقابل باشد.
از باب مثال آنچه در اسلام سنّت و روش برای برقراری مجالس ترحیم و اموات تعیین شده است فقط سه روز است، و در این مدّت صاحبان مصیبت از طبخ غذا معاف میباشند و اقوام و همسایگان باید برای آنها غذا بفرستند، و پس از سه روز مجالس خاتمه پیدا میکند و بازماندگان به روال عادی باز میگردند و به زندگی روزمرۀ خویش ادامه میدهند؛ این آن چیزی است که از سنّت و دستور رسول الله و ائمّۀ معصومین علیهم السّلام به دست ما رسیده است.
امّا امروزه به طور کلّی این سنّت به روش و مرام دیگری متحوّل شده است؛ مثلاً بهجای سه روز، روز هفتم و چهلم و سالگرد را نیز به مجالس اضافه میکنند، در حالیکه چهلم مختصّ سیّدالشّهداء علیه السّلام است و سایر ائمّه علیهم السّلام نیز مجلس چهلم نداشتند. و این روش مندرآوردی آنچنان در بین مردم ما رواج پیدا کرده است که مخالفت با آن، بدعت و قبیح شمرده میشود![1] و سالگرد نیز از مختّصات معصومین علیهم السّلام است، گرچه قبح آن به میزان قبح اربعین که فقط و منحصراً برای سیّدالشّهداء علیه السّلام است نمیباشد.
امّا امروزه این سنّت تغییر پیدا کرده است و برای اموات تا سالهای متمادی مجلس و محفل منعقد میسازیم و حتّی از پوسیدن کفن و گوشت و استخوان نیز میگذرانیم. و جالب توجّه اینکه اگر این سالگردها مصادف با یکی از اعیاد اسلامی گردد، جانب آن متوفّا را مقدّم میشماریم و آن روز را روز عزا میپنداریم، یعنی مرگ یک فرد عادی را بر تولّد امام معصوم علیه السّلام حاکم و غالب میگردانیم؛ أُفٍّ لنا و لِما نعمَل و نستمِرّ به.
و از جمله سنّتها و آیینهایی که بر خلاف دستور اسلام و پیشوایان، بسیاری بدان پایبند و مستمر میباشند مسألۀ نوروز است.
مسألۀ نوروز با جمیع متعلّقاتش از آداب و سنّتها و مراسم پیش از آن و اهتمام افراد، علیالخصوص پیروان آیین زرتشت و معتقدان به سنن و آداب ملّی، و ای بسا دور افتادگان از سنّتها و سیرتهای الهی و معنوی در شریعت نبوی، و شگفتآور از مدّعیان و متصدّیان مبانی وحیانی، از دیرباز در تاریخ و فرهنگ ملل مسلمان به خصوص اقوام ایرانی به صورت مسألهای مبهم و قابل فحص و تحقیق و نقد و تثبیت، مطرح بوده است.
البتّه از کیفیّت دیدگاهها نسبت به این قضیّه در جهت انطباق با موازین عقلی و یا شرعی و نیز فارغ از این دو جنبه به صورت استمرار تقلیدی و غیر هدفمند، میتوان به ریشۀ اثبات و یا نفی این واقعه دست یافت.
ادامه دارد...
[1]. رجوع شود به ص 78 کتاب نوروز در جاهلیت و اسلام