مقدمه کتاب نوروز در جاهلیِت و اسلام ص 29-30
شنبه 1 فروردین 1394 1:05 AM
حلیلی شیوا از احیای سنّتهای قومی چون یادبودها و استمرار خاطرهها و قضایای تاریخی
از جمله مسائلی که به عنوان سنّت و سیره در زندگی بشر همواره جایگاه خاصّ خود را داشته است، مسألۀ یادبودها و استمرار خاطرهها و قضایای تاریخی است که چه در قالب فرح و سرور و یا حزن و اندوه، بدان اشتغال ورزیده است و با انجام مراسمی از نسیان و غفلت آن جلوگیری مینماید؛ و صد البتّه تا این واقعۀ تاریخی جاذبه و ویژگی برای انسان نداشته باشد دلیلی بر استمرار و تکرار یاد و خاطرۀ آن وجود نخواهد داشت. و در واقع آنچه علّت و داعی انسان به سوی احیای ذکر و خاطرۀ آن واقعه و حادثه است همان تعلّق نفسانی او و ذهنیّتی است که با خود دارد و در مواقع مختلف در صدد بروز و ظهور آن برمیآید؛ و الاّ آن واقعه و پدیدۀ گذشته که گذشته، و سالها از وقوع آن میگذرد و هیچ ارتباطی با انسان نخواهد داشت.
مادری که به یاد عزیز از دست رفتهاش هر سال بر سر خاک او حاضر میشود و مجلسی جهت احیای نام و یاد او برپا میدارد بدان جهت است که همواره وجود مثالی و صوری فرزندش را همراه خود و در نفس خود دارد و نمیتواند آن را از خود جدا کند و پیوسته با یاد و خاطرۀ او دلخوش و مأنوس میباشد؛ و همینطور است احیای افتخارات و ارزشهای ملّی و دینی یک جامعه.[1]
ادیان الهی از آنجا که وظیفۀ رشد و ارتقای نفوس بشر را به سوی کمالات و حقایق عالیه و راقیه دارند، سعی و کوشش آنها در تصحیح روشها و سنّتهای مردم جاهلی است که با روش ناپسند و نامتناسب خود بدان خو کردهاند و بر آن پایدار و مستمر میباشند.
در زمان جاهلیّت، عرب جاهلی به واسطۀ غلبۀ غیرت و عِرق حمیّت ناصواب، از تولّد فرزند دختر مشمئز و متنفّر میگردید و پیوسته به داشتن فرزند پسر مباهات و افتخار میکرد و از شنیدن خبر تولّد فرزند دختر چنان برمیآشفت که روزگار را بر خود تیره و تار میساخت؛ چنانچه در آیۀ شریفه به این مطلب اشاره شده است:
واذا بشر احدهم بالانثی ظل وجهه مسودا و هوکظیم یتوری من القوم من سوء ما بشر به آیمسکه علی هون فی تراب الا ساء ما یحکمون. [2]
«و زمانی که بشارت تولّد دختر به او داده میشد، صورتش سیاه و غضبناک میگردید * و از مردمان به خاطر این بشارتِ آزاردهنده دوری میگزید، و با خود میاندیشید: آیا این طفل را با پذیرش ذلّت و پستی، در خانه نگاه دارد یا او را در میان خاک به گور بسپارد؟ آگاه باشید که بسیار زشت و ناپسند است آنچه که بدان عمل مینمودند.»
و اسلام با نهیب کوبندۀ خلود در جهنّم و عذاب لایزال، به نبرد و مقابله با این سنّت نامیمون و خشن و اهریمنی برمیخیزد و میفرماید:
و اذا المودت سئلت بای ذنب قتلت؛[3] «و زمانی که زنده به گور رفته برانگیخته شود و از او سؤال گردد * به چه گناه و جرمی تو را در زیر خاک مدفون ساختند؟»
مدح و تمجید برخی سنن و سیرههای اهریمنی جاهلی در جامعۀ مسلمین
و امروز در کمال تأسّف مشاهده میکنیم همان سنّت و سیرۀ اهریمنی جاهلی که خود بر آن لعنت و نفرین میفرستیم و از آن تبرّی میجوییم، اینک به صورت سقط جنین به داعی مشکلات و سختی زندگی بدون هیچ واهمه و ترسی از عقاب و عذاب و لعنت خدای متعال، در میان جامعه و افراد مسلمان ما یک سنّت و روش پسندیده و ممدوح و قابل تمجید شده است.[4
ادامه دارد...
پاورقی
[1]. قابل ذکر است که حضرت علاّمه طباطبایی، احیای افتخارات و ارزشهای ملّی و غیر دینی یک جامعه را بتپرستی مدرن میداند که در تفسیر شریف المیزان، ج 2، ص 21، ذیل آیۀ 137 سوره آل عمران، مفصلاً پیرامون آن بحث نمودهاند. (محقّق)
[2]. سوره النّحل (16) آیه 58 و 59.
[3]. سوره التّکویر (81) آیه 8 و 9.
[4]. جهت اطّلاع بر حرمت سقط جنین و قباحت آن رجوع شود به رسالۀ نکاحیّه، ص 23؛ نور ملکوت قرآن، ج 1، ص 157.