0

کتاب نوروز

 
rasekhoon20
rasekhoon20
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 63

مقدمه کتاب نوروز در جاهلیِت و اسلام ص 26-29
شنبه 1 فروردین 1394  12:56 AM

 

ارتقای نفس و عبور از عوالم تخیّل و تقویت قوای عقلانی، اصل مهم در مکتب اسلام

در مکتب اسلام ـ چنانچه ذکر شد ـ پس از انجام فرایض و ترک منهیّات، اصل بر رعایت موازین اخلاق در ارتقای نفس و عبور از عوالم تخیّل و توهّم قرار داده شده است، و تقویت قوای عقلانی و فطری را جایگزین فقدان شعور و غلبۀ بهیمیّت و حیوانیّت و از دست دادن تفکّر والای انسانی و علوّ اخلاق و تعالی نفس، قرار داده است.

عدم تأثیر پیشرفت تکنولوژی بشر در تربیت نفس و وصول او به مراتب کمال

ممکن است یک فرد به لحاظ هوش و استعداد در پاره‌ای از فنون به توفیقاتی دست یابد و حائز مراتبی والا در زمینه‌های مختلف از علوم و تجارب گردد، ولی از تعالی روح و مکرمت اخلاق و اصول فطری بهره‌ای نداشته باشد.

آن پزشکی که حائز درجات برجستۀ تخصّص و تجربه است، تا چه اندازه از موهبت وجدان و اصول انسانی بهره‌مند شده است؟ و آیا همین مقدار از تجربه و اطّلاع در میزان سنجش و ارزشیابی، کفایت می‌کند و دیگر نیازی به خصوصیّت و ارزشی دیگر نمی‌باشد؟! و آیا هنگام مراجعۀ یک مادر مستمند با طفل مریض و امتناع از مداوا و درمان، چه احساسی در درون و قلب خود مشاهده می‌کند؟

آن قاضی که حق را به رأی‌العین ملاحظه می‌کند ولی به واسطۀ نفوذ و شئون یکی از طرفین، حکم به مصلحت او صادر می‌کند و یا از او به منافعی می‌رسد، چگونه در ضمیر و وجدان خویش با این مسأله کنار می‌آید؟ و بر همین قیاس سایر اصناف و افراد مختلف.

در اینجاست که به این نکتۀ حیاتی و اصل والای معرفت و اخلاق می‌رسیم که: وصول بشر به فنون و شئونات دنیوی تأثیری در تربیت و ارتقای نفس و تقرّب به مراتب کمال و تزکیۀ انسانی نخواهد داشت، و برای این منظور باید به دنبال چاره و مسیر دیگری بود.

آری بدون پرداختن به ارزش‌های معنوی و تربیت و تزکیۀ نفس، به هر میزان که از شئون ظاهری و فنون و آگاهی‌های این نشئه بهره‌مند شویم خطر وقوع در مهالک شهوات و حیوانیّت و سبعیّت، بیشتر و قوی‌تر خواهد بود و عدم توجّه به مسائل اخلاقی و تسامح در آنها، بی‌بند و باری و تبدّل به عادات متقابل را در پی خواهد داشت.

امروزه در جوامع غربی به خصوص، عدم توجّه به رعایت نزاکت و حفظ حریم روابط خصوصی در ملأ عام حتّی برای افراد مسنّ و سالخورده، امری پیش پا افتاده و غیر قابل تأمّل است. در وسائط نقلیّۀ عمومی و خیابان‌ها و پارک‌ها هتک مبانی و اصول روابط خانوادگی به وضوح مشاهده می‌شود و متأسّفانه این قضیّه تبدیل به یک روش و سنّت و عادت شده است، صحنه‌هایی که یک انسان عادی و معمولی شرم دارد که در آن حضور یابد و یا بدان بنگرد. و یا تجویز تظاهر مردان و زنان در ملأ عام به برهنگی شرم‌آور و لخت مادرزاد و انجام آن توسّط اشخاص در هر سنّ و مرتبه‌ای در مرئیٰ و منظر کودکان، چه توجیهی می‌تواند داشته باشد؟! و یا به رسمیّت شناخته شدن آزادی‌های افسار گسیختۀ جنسی در قالب هم‌جنس‌گرایان و اعلان عمومی و تظاهرات در ملأ عام به صورتی وقیح و قبیح و شرم‌آور چگونه توجیه می‌شود؟! در حالی‌که هر کدام از این افراد دارای شأن و منزلتی در اجتماع خود و محیط زندگانی خود می‌باشند.

همۀ این امور به جهت عدم توجّه به مبانی اخلاق و اصول فطری و به کار نگرفتن عقل فطری و اندیشۀ خدادادی بشری است که کم‌کم انسان را از اندوخته‌ها و ودائع فطری جدا می‌کند، و آنچه ابتدائاً و در بدو امر در نظر انسان قابل توجّه و پیگیری است، به واسطۀ تسامح و بی‌اعتنایی، به ضدّ و عادت و صفت مخالف آن تغییر می‌یابد؛ غیرت ابتدایی به بی‌غیرتی و صفات زشت و خوک‌گرایانه متحوّل می‌شود، احساس نو‌ع‌دوستی و ترحّم به خودمحوری و تحفّظ بر حریم شخصی متبدّل می‌گردد، انصاف و مروّت به خودخواهی و قساوت و بی‌رحمی تغییر چهره خواهد داد، و همین‌طور... و این در حالی است که شخص، واجد خصوصیّات اجتماعی و فنون و شئونات شخصی خویش می‌باشد.[1]

علّت تأیید شرایع الهی بر عقول منفصل و تربیت پاکان و برگزیدگان

شرایع و ادیان الهی برای همین منظور و مقصود آمده‌اند تا با تأیید و مساعدت عقول منفصل و تربیت پاکان و برگزیدگان، انسان قادر بر دستیابی به مبانی والای فطرت و توحید گردد و از فرو غلطیدن در این خطرات و مهالک در امان بماند و روح و جان خویش را به عطر و فضای عوالم قدسی معطّر و نشیط گرداند.

و از همین‌جا است که به هر میزان ما از دستورات و آموزه‌های شرع مبین فاصله بگیریم، غلبۀ هویٰ و حکومت احساسات و سلطۀ تخیّلات و توهّمات در نفس و قلب ما بیشتر خواهد شد و از موازین عقلی و منطقی دورتر خواهیم گشت. و در این مسأله هیچ فرقی بین عالم و جاهل، روحانی و فرد عادی، مطّلع و بی‌اطّلاع وجود نخواهد داشت؛ زیرا همۀ ما دارای نفس و تخیّل و توهّم می‌باشیم و به هیچ‌یک از افراد، تضمین سعادت و دوری از خدعه و فریب شیطان نداده‌اند و دامن هیچ فرد، منزّه و مبرّیٰ از خطا و لغزش و عصیان و خودمحوری نمی‌باشد، و شیطان با هر فرد از راه و مسیر مقتضی خود او همراه و همراز خواهد گشت؛ با جوان از راه شهوت، و سالخورده از راه حبّ دنیا و زخارف آن، و اهل علم از راه شهرت و سُمعه و هکذا.

ادامه دارد...

 



پاورقی

[1]. جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج 1، ص 131 ـ 147.

 

تشکرات از این پست
alirezaHmzezadh
دسترسی سریع به انجمن ها