پاسخ به:دلنوشته های فاطمی
یک شنبه 23 اسفند 1394 5:05 PM
ای مزار مخفیات کعبه جان علی
با غمت زمزم شده چشم گریان علی
ای همه هست علی / رفته از دست علی
***
آمدم یک «یاعلی» از زبانت بشنوم
نالهای از تربت بینشانت بشنوم
ای همه هست علی / رفته از دست علی
***
دخت پیغمبر کجا حمله دشمن کجا؟
سینه قرآن کجا صدمه آهن کجا؟
ای همه هست علی / رفته از دست علی
***
خاک قبرت شسته شد با سرشک جاریام
تا ابد شرمندهام زین امانتداریام
ای همه هست علی / رفته از دست علی
***
بر تو از خون جگر دسته گل آوردهام
تا ابد شرمنده از روی سیلیخوردهام
ای همه هست علی / رفته از دست علی
***
من سیهپوش توام تو کفنپوش علی
ناله یا فضهات مانده در گوش علی
ای همه هست علی / رفته از دست علی
***
ای همیشه در برم قبر بیزوار تو
مانده شبها تا سحر چشم من بیدار تو
ای همه هست علی / رفته از دست علی
*از کتاب «صدف نبوت»
غلامرضا سازگار
گفتم که خدا مرا مرادی بفرست ، طوفان زده ام راه نجاتی بفرست ، فرمود که با زمزمه ی یا مهدی ، نذر گل نرگس صلواتی بفرست