0

دلنوشته های فاطمی

 
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 35499
محل سکونت : گیلان

پاسخ به:دلنوشته های فاطمی
دوشنبه 3 اسفند 1394  8:05 AM

  لگدی خورد به در،،در که نه،،دیوار شکست..

 
خانه لرزید و تمام تن تب دار شکست..
 
سمت دیوار و در آنقدر هجوم آوردند..
 
عاقبت پهلوی آن مادر بیمار شکست..
 
توی آتش نگران بود و به خود میپیچید..
 
استخوانهای ضعیف تنش انگار شکست..
 
کاش درهای مدینه وسطش میخ نداشت..
 
سینه ی زخمی او با نوک مسمار شکست..
 
فضه دل خون شد و بابغض صدا زد:ثانی..
 
پای خود را به تن فاطمه نگذار،،شکست..
 
چه کند باغم نامردیه این شهر،،علی..
 
سینه اش پرشده از غصه تلمبار،،شکست..
 
 پیش چشمش چه کتک ها که به زهرا نزدند..
 
هی کتک خورد و... دل حیدر کرار شکست..

در زندگی بکوشلباس صبر بر تن بپوشبا دانایان بجوشعزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش

تشکرات از این پست
ravabet_rasekhoon
دسترسی سریع به انجمن ها