0

دلنوشته های فاطمی

 
8pooria
8pooria
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 5257
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:دلنوشته های فاطمی
دوشنبه 3 اسفند 1394  12:43 AM

حالا که زخم های تو مرهم گرفته است
بانو تمامِ خانه­ی من غم گرفته است
سِنّی نداشتی چقدر پیر می روی!

شرم از قدِ هلالِ تو حالم گرفته است

 

کِز کرده خاطراتِ تو را می کند مرور


یک گوشه خانه دارِ تو ماتم گرفته است


جز چند تکه­ی کفنی بینِ بُقچه چیست؟


بر دیده می گذارد و محکم گرفته است


بانو گُمان نمی کنی اندازه­ی تو را


تابوت سازِ خانه کمی کم گرفته است


بوسه حسین(ع)بر کفِ پایِ تو می زند


امشب برای عمرِ کَمت دم گرفته است


لحظه به لحظه غسلِ تو را پیر می شوم


از زندگی نفس به نفس سیر می شود
***
با زخم بالِ پر زدنت سرخ گشته است


گلبرگ های یاسمنت سرخ گشته است


در لحظه های شُستنِ از زیرِ پیرهن


مثلِ غروب پیرهنت سرخ گشته است


چندین و چند جایِ تنِ تو شده کبود


چندین و چند جایِ تنت سرخ گشته است


این زخمِ سینه بد قِلِقی می کند هنوز


سرباز کرده و کفنت سرخ گشته است

وای شد گِره ز روسریت وای بر دلم


از زیرِ گوش تا دهنت سرخ گشته است


از بس که آستین به دهن گریه می کند


از بُغض صورتِ حسنت سرخ گشته است


از غُصه سر به چوبه­ی تابوت می زنم


جان می کَنم من از تو ولی دل نمی کنم


شاعر :  علیرضا شریف

دلم به مستحبی خوش است که جوابش واجب است:

السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه

مدیر گروه زبان انگلیسی

 

تشکرات از این پست
salma57
دسترسی سریع به انجمن ها