پاسخ به:دلنوشته های فاطمی
سه شنبه 19 اسفند 1393 11:26 AM

شكسته تر شده و دست بركمر دارد
چه پیش آمده ! آیا حسن خبر دارد؟
به گریه گفت كه زینب مواظب خود باش
عبور كردن از این كوچه ها خطر دارد
شبیه روز برایم نرفته روشن بود
فدك گرفتن از این قوم دردسر دارد
گرفت دست مرا مادرم... نشد...نگذاشت...
تمام شهر بفهمد حسن جگر دارد
شهود خواسته از دختر نبی خدا
اگرچه دیده سندهای معتبر دارد
سكوت و صبر و رضای خدا به جای خودش
ولی اگر پدرم ذوالفقار بردارد...
كسی نبود به معمار این محل گوید
عریض ساختن كوچه كی ضرر دارد!؟
واسه كسي خاك گلدون باش،
كه اگه به آسمون رسيد،
بدونه ريشهاش كجاست ...