0

دلنوشته های فاطمی

 
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:دلنوشته های فاطمی
چهارشنبه 13 اسفند 1393  11:34 PM

 

اي كبوتر كه همه بال و پرت مي سوزد

گريه كم كن كه دو چشمان ترت مي سوزد

 

نه فقط بال و پر و چشم ترت، اي بانو

با عوض كردن پهلو جگرت مي سوزد

 

بعد از آن روز كه در كوچه زمين افتادي

همچو شمعي پسرت، دور و برت مي سوزد

 

بعد از آن روز كه در كوچه رخت نيلي شد

نيمه شب در تبِ خود، گل پسرت مي سوزد

 

خس خسِ سينه ات از درد، زمينگيرت كرد

جگر و سينه و پهلو و سرت مي سوزد

 

شاعر : رضا باقریان

 

 


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

تشکرات از این پست
09130670628 borkhar pebdani
دسترسی سریع به انجمن ها