0

دلنوشته های فاطمی

 
khodaeem1
khodaeem1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 89277
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:دلنوشته های فاطمی
چهارشنبه 13 اسفند 1393  7:39 AM

گل یاس

 
يه روز يه باغبونی ، يه مرد آسمونی
نهالی كاشت ميون باغچه مهربونی
می ‌گفت سفر كه رفتم يه روز و روزگاری
اين بوته ياس من می مونه يادگاری

هر روز غروب عطر ياس تو كوچه‌ها می‌پيچيد
ميون كوچه باغا ، بوی خدا می ‌پيچيد
هر روز غروب عطر ياس تو كوچه‌ها می‌پيچيد
ميون كوچه باغا ، بوی خدا می ‌پيچيد

اونايی كه نداشتن از خوبیا نشونه
ديدن كه خوبی ياس ، باعث زشتيشونه
عابرای بی‌احساس پا گذاشتن روی ياس
ساقه‌هاشو شكستن آدمای ناسپاس

یاس جوون بگمون ، تكيه زدش به ديوار
خواست بزنه جوونه ، اما سر اومد بهار
يه باغبون ديگه شبونه ياس رو برداشت
پنهون ز نامحرما تو باغ ديگه‌ای كاشت

 

گفتم که خدا مرا مرادی بفرست ، طوفان زده ام راه نجاتی بفرست ، فرمود که با زمزمه ی یا مهدی ، نذر گل نرگس صلواتی بفرست

تشکرات از این پست
borkhar ria1365 shayesteh2000 pebdani
دسترسی سریع به انجمن ها