پند زمانه(شعر )
چهارشنبه 6 اسفند 1393 6:42 PM
پند زمانه
زمانه،مرا پندها داده است............... ره زندگی،را نمایانده است
زمانه مرا چون معلم خوش است...............اگرچه بسی تلخی آورده است
زمانی سپردم به آغوش درد...............به رنجوری و تب غمینم بکرد
به چنگال بیماری سخت سخت...............گرفتار درد و غمم کردو رفت
گهی حمله آرد چو گرگ و درّد...............گهی رام گشته ، به دارو رود
به پند زمانه از این رنج و غم...............رسیدم به درسی که لازم بدم
که ای ،دختر تازه بالغ ، بدان...............که گنج سلامت بود بس گران
بکوش اندر ایجاد این گوهری...............که بخشیده ایزد به هربنده ای
مرنجان تن و روح خود را به غم...............مدر، پرده عافیت را به شر
تو هر گه تن خود جفا داده ای...............به گرگ درون راه بگشاده ای
به بیماری وحمله سخت درد...............برنجی تن خویش را بیدرنگ
تو جسمت میازار با خودخوری...............ز پوچی افکار و منفی گری
تو روحت به آرامشی خوش رسان...............به آغوش پر مهر، نیکی رسان
که هر گه درونت شود پر ز کین...............پلیدی و بیماری ، باشد کمین
چو آسان به ، بیماریت تن دهی...............تن و روح خود را به ماتم دهی
به عشق محبت ، اگر ره بری...............به خوبی و شادی ، سلامت بُدی
بگویم کنون راز، این قصه را...............به رنج و به شادی ، ره رفته را
در این راه طولانی و پر خطر...............بباید تو را این سه گوهر سپر
توکل ، صبوری ، رسیدن به عشق...............که این سه بود راز دنیا و عشق
توضیح : کلمهء " لوپوس " که در زبان لاتین به معنى گرگ است ، در قرن هیجدهم براى توصیف تظاهرات پوستى گوناگون لوپوس بکار برده شد
.تفکر از تخصص مهمتر است📌