آرامبخش روح
چهارشنبه 29 بهمن 1393 9:07 PM
آرامبخش روح:
آرام دل عبارت است از سلامت روانی و آرامشروحی و تطابق با محیطزندگی، وجود رفتار و سلوک سازگار با محیط در شخصیت انسانی و عدمپیدایش اضطراب و افسردگی و هیجان و شخصیت پریشان درموارد زیر و بم دنیا و نیز عدمپریشانی و عدمعصبیشدن در عدمموفقیتها و سرخوردگیها، فراموشکردن غمهای دیرین و لذتبردن از نعمات زندگی دراثر صفا و روشنی قلب، بهرهمندی از دولت متواتر و نعمت دائم و بیانقطاع بهطوریکه باوجود تمام مشکلات عادی و غیرعادی روزبهروز حالت روحی بهتر، نشاط افزونتر و جان ودل روشنتر شود.
بهطورکلی آرامش روحی یک فضیلت انسانی اکتسابی است نه ارثی و از ثمرهی کنش و واکنشهای متقابل بین انگیزههای فرد و تأثیرات خارجی در پناه کنش و واکنشهای متقابل بین انگیزههای فرد و تأثیرات خارجی در پناه شناخت قدرت ماورای مادی خداوند سبحان، توسل و توکل به آن قدرت بیانتها با نیایش و دعا و انجام سایر دستورهای دینی، افزونشدن نیروی روحانی، صاف و روشنشدن آیینه قلب و دیده و هویدا گشتن هزاران اسرار نهانی که برهمگان مجهول است و فقط در پناه کرم و عنایت حضرت حق آنهم فقط با باور داشتن حضرت دوست به واسطهی نماز خواندن و در نتیجهی اتصال به نیروی بیکران لایزال الهی تحصیل میشود و نهایتاً موجب پیدایش یک روند و رفتار آرامبخش وآرامکنندهی منحصر به فرد و پایدار همراه آرامش خاص روحی درشخص درمقابله با عوامل محیطی میگردد، بهطوری که این آرامش روحی نه تنها در رفتار وکردار ونحوهی زندگی، شخص را از سایرین متمایز میکند بلکه باعث آرامش روحی وجسمی در دیگران نیز میشود. بدیهی است هرچقدر رشد و تکامل معنوی در جوار قدرت لایزال حضرتباری تعالی و عنایت خاصهی حضرت حق و نیز در فناء فیالله و بقاء باالله بیشتر باشد هرقدر خداوند سبحان در نیایشها با اخلاص بیشتری ملاقات شود و دل و قلب سودای خدمت و بندگی با اخلاص بیشتر بنماید بالطبع بیشتر و بیشتر به منبع کرم و احسان که همان وجود مقدس خداوند سبحان است متصل میشود و نهایتاً ازسوی حضرت حق به عین عنایت و بنده پروری در وجود آدمی نگریسته میشود و در نتیجه آرامش روح و روان وبه دنبال آن سلامت جسم نیز با کمال و ثابت بیشتری ایجاد میگردد چراکه استکمال هرسالکی در درجهی اول موقوف به عنایت و توجهی باطنی حضرت حق به اوست که وجود مقدسش خالق بیهمتا است، او که پساز خلق زمین و آسمان و عوالم نور در هفت عالم عرض را درکمال حسن زیبا آفریده وتو هرچقدر با نیایش با اخلاص دراین راه نامتناهی غرق شوی به همان نسبت که به عرش خداوندی نزدیک میشوی و به همان نسبت نیز به آرامش و زیباییهای موجود میرسی واگر از عرش بتوانی بگذری که باتوجه به تواناییهایی که خداوند سبحان در روح آدمی به ودیعه گذاشته این عبور کاری ناشدنی نیست به قسمت بالاتر به کرسی میرسی که زیبایی و آرامش خاصه است و بعد از آن به نور النور میرسی که وجود مقدس خداوند سبحان وآرامش روح و نهایت بیانتهای آرامش و امنیت و هدایت و سعادت و عاقبت نیکو است. (با نیایش و نمازخواندن با اخلاص این دستور ساده ولی مهم دین اسلام) به اندازهی توان از آنچه در لوح محفوظ وجود دارد در قلب که دراثر نماز خواندن با اخلاص نورانی شده نقش میبندد.
همهی این ترقیهای روح انسانی در کشف حقایق ربوبی و دقایق احوال و اخلاق انسانی و لطایف معانی آسمانی دراثر توفیق و عنایتهای موهبتی حضرت حق و مشیت خاص پروردگار سبحان یکتای عالم و عنایت ربانی در تفقد روحی غیبگیر وطبعی الهامپذیر از عوامل غیب و ملکوت اعلی فقط و فقط با انجام اوامر خالق ونماز خواندن با اخلاص امکانپذیر است. بهطورکلی حقایق معنای بهصورت کلی از عالم غیب مجرد بر سقع نفس ملکوتی انسان که ازسنخ مجردات است افاضه میشود آنگاه از سقع نفس به مقام قلب و فواد تنزل یا تجلی میکند آنگاه همان معانی که از عالم بیصورت در قلب تجلیکرده بود دراثر نیروی فوقالعادهیی به گونه صور جزئیه در لوح نفس که آن را حس مشترک و بنطاسیا میگویند نقش میبندد پس آنگاه همان نقوش که در لوح بنطاسیا است به عامل حس ومحسوس میپیوندد و در این حالت است که صور غیبی به اذن پروردگار سبحان منزه یکتای بینیاز به غیر و حاکم بر عوالم ابتدا بهوسیلهی قوهی بویایی بعد شنوایی و سپس بهوسیلهی قوهی باصره دیده میشوند و این همان است که انسان میتواند بهوسیلهی نماز خواندن با اخلاص به خداوند رب العالمین نزدیک شود و با پرهیزکاری و اطاعت با اخلاص اوامر پروردگار سبحان یکتای عالم به اذن رب الجلیل به تفرسات ذهنی و دریافتهای باطنی دراثر صفای روح با تقرب به خداوند سبحان و با اذن پروردگار منزه یکتا دست یابد و از دایرهی ماده و مدت و بهطورکلی هرچه در عالم مادیات و ماده است بیرون شود و از سد مرز حواس ظاهری بگذرد و بهسان شریعت معروف از لوح محفوظ و امالکتاب و امام مبین و کتاب مبین و لوح قضا و قدر و لوح محو و اثبات و ملائک و مقربان و بهاصطلاح فلاسفه به عالم مفارقات و مجردات و عقل مجرده به طور عموم یا عقل کلی و نفس کلی و عقل فعال و نفوس جزئیه سماویه و بهطور خصوصی و به تعبیر اشراقیون انوار اسفهبدیه و عقول نوریه و انوار قاهره و به قول عرفا با ملاحظه اعتبارات و جنبههای مختلف عالم ملکوت و حضرت ملکوت و کنز مخفی و نفس رحمانی و تجلی حق به اسماء وصفات و عالم قدس و انوار قدسیه واعیان ثابته و آنچه ورقاء میگویند بگذرد و برقلب و ضمیر انسان القا شود و دراعمال و رفتار و کردار و نیز تفکر انسان نمود پیدا کند و این انسان خاکی را به واسطهی نمازخواندن با اخلاص در وحله اول به جایی برساند که به عین عنایت و بندهپروری، مورد لطف و تفقد خداوند سبحان قرارگرفته وهیچ امری در عالم وجد و امکان که باعث کدورت دل و آزردگی خاطر بندهی مخلص که فقط دل به خانهی خداوند یکتای عالم بسته بهوقوع نمیپیوندد مگر آنکه نخست ازجانب حضرت دوست آمادگی لازم جهت پذیرش آن امر به عین عنایت و بندهپروری افاضه شود و یا آنکه به ارادهی حضرتحق نازلکنندگان امر فوق در آن خصوص رضایت بندهی مخلص را به اذن پروردگار یکتای منزه عالمیان قبل از نزول به دست آورند و بنده مخلص قلباً راضی به رضای معبود یکتای خود گردیده باشد و یا آن ابتلاء از آنجایی که خداوند سبحان کریم است و در منش کرامت، خداوند کریم هیچگاه هیچچیزی را از باورکنندهی وجود مقدسش نمیگیرد مگر آنکه بهتر از آن را پساز سربلند بیرونآمدن از آن ابتلای که در حقیقت امتحانی الهی برای نیل به کسب درجه و مراتب بالاتر است عنایت میفرماید. پساز طی مراحل فوق بندهی نمازخوان با اخلاص در مراتب بالاتری از اخلاص در باور داشتن خداوند سبحان و انجام اوامر و دستورات آن وجود مقدس منزه بیانتهای عالم وجود و امکان به مرحلهیی دعوت میشود که مستجابالدعوه میگردد و دعایش مستجاب میشود و شاید خودش هم نداند که مستجابالدعوه شده و اگر دراینحال مراقبهکند که امری مخالف رضای خداوند یکتای سبحان به انجام نرساند آنگاه به او اسم اعظم را بیاموزند و به او در عالم اختیارات بیشتری تفقد نمایند اگرچه این حال نیز بازهم مراقبه بیشتر و بیشتری نماید و فعلی و تفکری که خلاف رضای پروردگار عالمیان است انجام ندهد به درجهیی میرسد که به هرچه فکر کند آن میشود و اینجا است که باید در تفکر هم بیشتر مراقبه نماید که بهجز وجود مقدس خداوند سبحان فکر دیگری نداشته باشد تا در نزد خداوند ربالعالمین به مقامی از تقرب برسد که از سد راه ملائک هم بگذرد و تا جایی که خداوند سبحان اذن دهد به آن وجود مقدس نزدیک و نزدیکتر شود و زیباییهای وجود مقدس پروردگار عالمیان را مشاهده و درک کند و خود نیز به اذن پروردگار عالمیان زیبا گردد آن چنان که خداوند بخشنده مهربان او را خلق نموده و از روح خود دراو دمیده و به ملائک نیز امر نموده به مقام او نزد خداوند سبحان سجده نمایند.
سلامتبخش جسم
نمازخواندن وانجام سایر واجبات مذهبی نه تنها از روشهای سیر و سلوک و درنهایت تقرب به پروردگار عالمیان میباشند بلکه فوائد بیشمار دیگری هم برای انسان به دنبال دارند ازجمله این فواید یکی این است که هنگامی که جهت انجام فریضه واجب و مهم نماز روبه قبله میایستیم میدان مغناطیسی بدن ما بر میدان مغناطیسی کرهزمین منطبق میگردد و در مدتی که درحال نماز خواندن هستیم میدان مغناطیسی بدنما تنظیم میشود. دکتر هارولد بور پروفسور دانشگاه ییل برای اولین بار با انجام آزمایش ساده به وجود میدان مغناطیسی دراطراف بدن موجود زنده پیبرد. او باتوجه به یک مولد الکتریکی که در یک آهنربا در داخل سیمپیچی دََوَران میکرد و جریان الکتریکی تولید میکرد سمندری را دریک ظرف آبنمک قرارداد و ظرف را به دور سمندر چرخاند، الکترودهایی که دراین ظرف وجود داشتند و به یک گالوانومتر حساس متصل شده بودند یک جریان متناوب را نشان میدادند. زمانیکه پروفسور هارولدبور این آزمایش را بدون سمندر انجام داد گالوانومتر هیچ جریانی را نشان نداد این بدان مغنا بود که در اطراف بدن موجود زنده میدان مغناطیسی وجود دارد که خاصیت مغناطیسی هم دارد. پروفسور هارولد بور این وسیله را روی دانشجویان داوطلب خود امتحان کرد و مشاهده نمود که این میدان مغناطیسی واقعی حیاتی قابل اثبات، در اطراف بدن انسان هم وجود دارد و کاملاً تابع رویدادهای زیستشناختی بدن است. او این میدان مغناطیسی بدن را میدان مغناطیسی حیاتی نامید چون هرگاه حیات ازبین برود میدان مغناطیسی بدن هم ازبین میرود به گونهیی که یک سمندر مرده در دستگاه هیچ پتانسیلی به وجود نمیآورد بنابر تحقیقات پروفسور لای امواج مغناطیسی که از نیروگاههای برق یا وسایل برقی مثل سشوار، یخچال، ماشین لباسشویی، ریشتراش، موبایل و امواج رادیویی... ساطع میشوند نهتنها به دیاِناِی سلولهای مغزی آسیب میرسانند و قابلیت ترمیم آنها را ازبینمیبرند بلکه باعث اختلال در میدان مغناطیسی حیاتی بدن نیز میگردند. جالب است بدانید بیشاز 75درصد از بدن ما از آب تشکیل شده و همانگونه که میدانید مولکولهای آب به صورت دو قطبی هستند وزمانی که درمعرض یک میدان مغناطیسی خارجی قرار میگیریم مولکولهای آب دوقطبی موجود در بدن ما درجهت آن میدان مغناطیسی خارجی قرار میگیرند و این امر باعث میشود نظم میدان مغناطیسی حیاتی بدن ما دراثر اثرات مستقیم ایجادشدهی مغناطیسی ناشیاز مغناطیسکنندههای خارجی موجود در محیطزندگی بههم بریزد. علاوهبر عوامل خارجی یکسری عوامل داخلی نیز وجود دارند که باعث میشوند اختلال در میدانمغناطیسی بدن ما ایجاد شود. مهمترین آنها بارهای الکتریکی ساکنی هستند که بسته بهنوع لباس، حرکتکردن و غیره هنگام انتقال پیامهای عصبی در اعصاب، دراطراف آنها به وجود میآیند و به صورت الکتریسیته ساکن در بافتها ذخیره میشوند و درنتیجه میدان مغناطیسی که در اطراف اینبارها بهوجود میآیند در میدانمغناطیسی حیاتی بدن ایجاد خلل میکنند. این بارها بهخصوص در نقاطی که تراکم اعصاب بیشتر است بیشتر ذخیره میشوند و به دلیل اینکه هم تراکم زیادی دارند وهم در نزدیکی عصبهای بیشتر و مهمتری قراردارند برای بدن بهشدت مضر هستند ازجمله این نقاط ناحیهی سر و دستها و قسمت مچ پا به پایین است و دربین این سه قسمت، سر اهمیت ویژهیی دارد چون بارها ذخیرهشده در آن علاوهبر ایجاد خلل در میدانمغناطیسی مغز، باعث اغتشاش در امواج مغزی نیز میشود و باید هرچه سریعتر از آن نواحی دور (تخلیه) شوند به طرز حیرتآوری میبینیم که این نواحی دقیقاً نواحی هستند که در وضو شسته میشوند و نیز هنگام سجدهکردن با زمین تماس پیدا میکنند. بنابرتحقیقات صورتگرفته دو راه برای دفع این بارهای زائد وجود دارد. اول استفاده از یک مادهی رسانا که مناسبترین و ارزانترین و بیضررترین مادهیی که بهسادگی در دسترس همه باشد ابتدا آب است که در هنگام وضو استفاده میشود و مادهی بعدی خاک است که در موقع تیمم استفاده میشود و راه دوم برای رفع این بارهای زائد اتصال به زمین در اصطلاح earth است که در هنگام سجده بهخصوص با مهر گِلی انجام میپذیرد بهاینترتیب ظرف چند دقیقه با یک عمل ساده شامل وضو و نماز هم به بندگی خداوند سبحان و درنهایت به آرامش روح میرسیم و هم بارهای اضافی ساکن سطح بدن ما که ایجادکنندهی اختلال در سیستم عصبی بدن ما هستند تخلیه میشوند و نیز میدانمغناطیسی بدن نیز با روبه قبله ایستادن در نماز تنظیم میگردد.