چشمانم را می بندم
سه شنبه 28 بهمن 1393 11:00 AM

بسم الله الرحمن الرحیم
وقتی قدم به گلزار شهدا می گذاری روی سنگ قبرها را که می خوانی نام جوانانی را می بینی با میانگین سنی بین نوزده تا بیست پنج سال ، اینها کسانی بودند که جام شهادت را نوشیدند و باعث شدند ما امروز آزادانه در همه جای کشورمان به کار و تلاش بپردازیم .
هنوز گاهی وقت ها که دلم برای جبهه تنگ می شود دوست دارم گذری به ایام گذشته داشته باشم ، با خاطراتم و خداوند خلوت کنم عجب صفایی دارد.
به یاد خون ها و گلوله ها و ترکش هایی که هنوز در این دیار به مشامم می خورد چشمانم را می بندم و به آن سالهای مقدس می روم.
یاد شبهای عملیات و پاتکهای شبانه ای که قبل از آغازش بچه ها از همدیگر می خواستند دعا کنند. به اشک ها و لبخندها و راز و نیاز های عاشقانه ای که دیگر تکرار نمی شوند و مردان خدا ، خوشحال از اینکه لبیک مرید و مرشد پیر جماران را پاسخ گفته و حالا در این لحظات ، آرزویشان وصال به معبود است. یادش بخیر.
رزمنده ناصر ملکی
![reza-shojai[1].gif](http://upload7.ir/images/55134171742613906882.gif)