0

گفتم....گفت...

 
borkhar
borkhar
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1392 
تعداد پست ها : 19319
محل سکونت : اصفهان

گفتم....گفت...
شنبه 25 بهمن 1393  11:11 AM

گفتم:خسته ام

گفت:لاتقنطوامن رحمت الله(ازرحمت خداناامیدنشوید*زمر/53

گفنم:دیگرروی توبه ندارم

گفت:الله العزیزالعلیم غافراالذنب وقابل التوب(ولی خداعزیزوداناست.اوآمرزنده ی گناهان است وپذیرنده ی توبه*غافر/2.3

گفتم:بااین همه گناه برای کدامین گناه توبه کنم؟

گفت:ان الله یغفرالذنوب جمیعا(خداهمه گناهان رامی بخشد*زمر53

گفتم:هیچ کس نمی دانددردلم چه می گذرد.

گفت:ان الله یحول بین المرء وقلبه (خداوندحائل است بین انسان وقلبش*انفال 24

گفتم:انگارمرافراموش کرده ایی

گفت:فاذکرونی اذکرکم(مرایادکنیدتایادشماباشم*بقره152

خدایا دلم به سان قبله نماست...وقتی عقربه اش به سمت "تو"می ایستد آرام می شود

"ان الله مع الصابرین ...همانا خداوند با صابرین است"

تشکرات از این پست
khodaeem1 shayesteh2000 farshon
دسترسی سریع به انجمن ها