0

پاورچین...پاورچین...

 
samsam
samsam
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 50672
محل سکونت : یزد

پاسخ به:پاورچین...پاورچین...
سه شنبه 5 اسفند 1393  8:00 PM

در زندگی بعدی،

کاش می‌شد مسیر را، وارونه طی کنم.

در آغاز، پیکری بیجان و مرده باشم و آنگاه راه آغاز شود…

در خانه‌ای از انسانهای سالمند،‌ زندگی را آغاز کنم

و هر روز

همه چیز بهتر و بهتر شود.

به خاطر بیش از حد سالم بودن، از خانه بیرونم کنند.

بروم و حقوق بازنشستگی‌ام را جمع کنم.

و سپس، کار کردن را آغاز کنم.

روز اول یک ساعت طلایی خواهم خرید و به مهمانی و پایکوبی خواهم رفت.

سپس چهل سال پیوسته کار خواهم کرد و هر روز، جوان‌تر خواهم شد.

آنگاه، برای دبیرستان، آماده‌ام.

و سپس به دبستان می‌روم.

و آنگاه کودک میشوم و بازی می‌کنم.

هیچ مسئولیتی نخواهم داشت.

آنقدر جوان و جوان‌تر می‌شوم تا به یک نوزاد تبدیل شوم.

و آنگاه نه ماه، در محیطی زیبا و لوکس،‌ چیزی شبیه استخر،

غوطه ور خواهم شد.

و سپس، با یک لحظه برانگیختگی شورانگیز، زندگی را در اوج به پایان برسانم…



وودی آلن

چهار راه برای رسیدن به آرامش:
1.نگاه کردن به عقب و تشکر از خدا  2.نگاه کردن به جلو و اعتماد به خدا  3.نگاه کردن به اطراف و خدمت به خدا  4.نگاه کردن به درون و پیدا کردن خدا

پل ارتباطی : samsamdragon@gmail.com

تالارهای تحت مدیریت :

مطالب عمومی کامپیوتراخبار و تکنولوژی های جدیدسیستم های عاملنرم افزارسخت افزارشبکه

 

تشکرات از این پست
omiddeymi1368
دسترسی سریع به انجمن ها