0

پاورچین...پاورچین...

 
samsam
samsam
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 50672
محل سکونت : یزد

پاسخ به:پاورچین...پاورچین...
دوشنبه 27 بهمن 1393  2:08 PM

 

پاسخ مرحوم کافی به زن بی‌حجاب

 داشتم میرفتم قم، ماشین نبود، ماشین های شیراز رو سوار شدیم. یه خانمی هم جلوی ما نشسته بود،اون موقع هم که روسری سرشون نمی کردن!

هی دقیقه ای یکبار موهاشو تکون می داد و سرشو تکون می داد و موهاش می خورد تو صورت من. هی بلند می شد می شست، هی سر و صدا می کرد.

می خواست یه جوری جلب توجه عمومی کنه.

برگشت، یه مرتبه نگاه کرد به منو خانمم که کنار دست من نشسته (خب چادر سرش بود و پوشیه هم زده بود به صورتش)

گفت: آقا اون بقچه چیه گذاشتی کنارت؟

بردار یکی بشینه.

نگاه کردم دیدم به خانم ما میگه بقچه!

گفتم: این خانم ماست.

گفت: پس چرا اینطوری پیچیدیش؟

همه خندیدند.

گفتم: خدایا کمکمون کن نذار مضحکه اینا بشیم.

یهو یه چیزی به ذهنم رسید.

بلند گفتم: آقای راننده!

زد رو ترمز.

گفتم: این چیه بغل ماشینت؟

گفت: آقاجون، ماشینه!

ماشین هم ندیدی تو، آخوند؟!

گفتم: چرا؟! دیدم.

ولی این چیه روش کشیدن؟

گفت: چادره روش کشیدن دیگه!

گفتم: خب، چرا چادر روش کشیده؟

گفت: من باید تا شیراز گاز و ترمز کنم، چه می دونم

چادر کشیدن کسی سیخونکش نکنن ،

انگولکش نکنن ،

خط نندازن روشو ...

گفتم: خب، چرا شما نمی کشی رو ماشینت؟

گفت: حاجی جون بشین تو رو قرآن.

این ماشین عمومیه!

کسی چادر روش نمی کشه!

اون خصوصیه روش چادر کشیدن!

"منم زدم رو شونه شوهر این زنه گفتم: این خصوصیه، ما روش چادر کشیدیم".

چهار راه برای رسیدن به آرامش:
1.نگاه کردن به عقب و تشکر از خدا  2.نگاه کردن به جلو و اعتماد به خدا  3.نگاه کردن به اطراف و خدمت به خدا  4.نگاه کردن به درون و پیدا کردن خدا

پل ارتباطی : samsamdragon@gmail.com

تالارهای تحت مدیریت :

مطالب عمومی کامپیوتراخبار و تکنولوژی های جدیدسیستم های عاملنرم افزارسخت افزارشبکه

 

تشکرات از این پست
zare58 f3080h517 saeidfarajpour alirezaHmzezadh nazaninfatemeh
دسترسی سریع به انجمن ها