مسافر بی جاده ی من !!!
جمعه 17 بهمن 1393 10:10 PM

امشب دلخسته از ندیدنت به تنها همدم شبهای بی تو بودنم پناه آورده ام ،دیگر اینکه چرا شانه ای جز قامت قلم و نگاه دفترم برای گریستن نیافته ام، گناهش به گردن توست که هیچ وقت خدا، نگاهم را باور نکردی …
گناه من تنها دل سپردن به دریای دل تو بود و تو تاوانش را خوب به چشمانم بخشیدی .
چشم دوختن به جاده ای که مسافرش هیچ وقت خدا به مقصد نخواهد رسید …
کاش تنها یک بار گریستن بی اشک را باور کرده بودی …
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.