شب سرد ...
جمعه 17 بهمن 1393 9:40 PM
a
شب سردی ست و من افسرده
راه دوری ست و پایی خسته
تیرگی هست و چراغی مرده
می کنم ، تنها از جاده عبور
دور ماندند ز من آدم ها
سایه ای از سر دیوار گذشت،
غمی افزود مرا بر غم ها
نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر، سحر نزدیک است
هر دم این بانگ برآرم از دل
وای، این شب چقدر تاریک است
مثل اینست که شب نمناک است
دیگران را هم غم هست به دل
غم من ، لیک ، غمی غمناک است
(سهراب سپهری)
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.