0

در خاطر مني

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

در خاطر مني
جمعه 17 بهمن 1393  8:51 PM


در خاطر مني


اي رفته از برم به دياران دور دست !

با هر نگين اشك ، به چشم تر مني

هر جا كه عشق هست و صفا هست و بوسه هست

در خاطر مني

هر شامگه كه جامه ي نيلين آسمان

پولك نشان ز نقش هزاران ستاره است

هر شب كه مه چو دانه ي الماس بي رقيب

بر گوش شب به جلوه ، چنان گوشواره است

آن بوسه ها و زمزمه هاي شبانه را

ياد آور مني

در خاطر مني

 


در موسم بهار

كز مهر بام...داد

تك دختر نسيم

مشاطه وار ، موي مرا شانه مي كند

آن دم كه شاخ پر گل باغي بدست باد

خم مي شود كه بوسه زند بر لبان من

وانگاه ، نرم نرم

گلهاي خويش را بسرم دانه مي كند

آن لحظه ، اي رميده ز من! در بر مني

در خاطر مني

 


هر روز نيمه ابري پاييز دلپسند

كز تند بادها

با دست هر درخت

صدها هزار برگ ز هر سو چو پول زرد

رقصنده در هواست

و آن روزها كه در كف اين آبي بلند

خورشيد نيمروز

چون سكه ي طلاست

تنها تويي تويي تو كه روشنگر مني

در خاطر مني

هر سال ، چون سپاه زمستان فرا رسد

از راه هاي دور

در بامداد سرد كه بر ناودان كوي

قنديلهاي يخ

دارد شكوه و جلوه ي آويزه ي بلور

آن لحظه ها كه رقص كند برف در فضا

همچون كبوتري

وانگه براي بوسه نشينند مست و شاد

پروانه هاي برف ، بمژگان دختري

در پيش ديده ي من ودر منظر مني

در خاطر مني

 

آن صبح ها كه گرمي جانبخش آفتاب

چون نشئه ي شراب ، دود در ميان پوست

يا آن شبي كه رهگذري مست و نغمه خوان

دل مي برد به بانگ خوش آهنگ: دوست ، دوست

در باور مني

در خاطر مني

ارديبهشت ماه

يعني: زمان دلبري دختر بهار

كز تكچراغ لاله ، چراغاني است

باغ وز غنچه هاي سرخ

تك تك ميان سبزه ، فروزان بود چراغ

وانگه كه عاشقانه بپيچد به دلبري

بر شاخ نسترن

نيلوفري سپيد

آيد مرا بياد كه: نيلوفر مني

در خاطر مني

 


هر جا كه بزم هست و زنم جام را به جام

در گوش من صداي تو گويد كه: نوش ، نوش

اشكم دود بچهره ولب مينهم به جام

شايد روم ز هوش

باور نمي كني كه بگويم حكايتي:

آن لحظه اي كه جام بلورين به لب نهم

در ساغر مني

در خاطر مني

 


برگرد ، اي پرنده ي رنجيده ، باز گرد

بازآ كه خلوت دل من آشيان توست

در راه ، در گذر

در خانه ، در اطاق

هر سو نشان توست

با چلچراغ ياد تو نوراني ام هنوز

پنداشتي كه نور تو خاموش مي شود ؟

پنداشتي كه رفتي و ياد گذشته مُرد ؟

و آن عشق پايدار ، فراموش مي شود ؟

نه ، اي اميد من !

ديوانه ي تو أم

افسونگر مني

هر جا ، به هر زمان

در خاطر مني

 


ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها