انتقادات
یک شنبه 28 آذر 1389 7:27 AM
اگرچه پاسکال بسیار محبوب است (هرچند در سالهای 1980 و اوایل 1990 خیلی بیشتر از حالا)، نسخههای ابتدایی پاسکال به علت نامناسب بودن به خاطر استفاده مشکل در کاربردی غیر از تدریس، به طور گسترده مورد انتقاد قرار گرفتند.
Brian Kernighan که زبان برنامه نویسی C را محبوب کرد، در زودترین زمان ممکن در سال 1981، انتقادات قابل توجه خود را در مقاله خودش با عنوان "چرا پاسکال زبان برنامه نویسی محبوب من نیست"، مطرح کرد. از سوی دیگر بسیاری از عمده تلاشهای توسعه در سالهای 1980، همچون آنهایی که برای Apple Lisa و Macintosh بودند، بشدت وابسته به پاسکال بودند (اشاره به این نکته که در آن هنگام رابط C برای API سیستمعامل Macintosh، مجبور به معامله با انواع دادهای پاسکال بود).
در دهههای پس از آن، پاسکال به رشد و گسترش خود ادامه داد و بیشتر ایرادات Kernighan به پیاده سازیهای فعلی وارد نیستند. متأسفانه همان طور که او در مقاله اش پیش بینی کرده بود، بیشتر الحاقات برای تصحیح این ایرادات، در کامپایلرهای گوناگون ناسازگار بودند. در دهه اخیر، اگر چه عمده تغییرات در دو گروه عمده متمایل به ISO و متمایل به Borland خلاصه میشوند، با این حال، وضعیتی بهتر از پیش بینی Kernighan حاصل شده است.
هرچند Kernighan کمبود نوعهای scape در پاسکال (هیچ scape وجود ندارد از مقاله چرا پاسکال زبان برنامه نویسی محبوب من نیست) و استفاده خارج از کنترل اشاره گرها و نوعهای scape را برملا ساخت، با این حال اینها نکات انتقادی شدید و بسیار جدی بودند و زبانهای java و C# و دیگر زبانها با توجه به این انتقاد وارده بر پاسکال، یک تغییر و برگشت هشیارانه را ترسیم کردند و نشان دادند، که این زبان ها، اشاره گرهای مدیریت شده “managed pointers” نامیده شدند که در واقع توسط آقایWirth با خلق پاسکال پیش بینی شده بودند.
بر پایه این تجربیات پاسکال (و قبلتر با Algol )، آقای Wirth زبانهای متعدد و بیشتری را توسعه و بسط داد همانند modula، modula 2 و obern. این زبانها که بعضی از ایرادات و اشکالات پاسکال را دارا میباشند، به قصد رواج در میان استفاده کنندگان گوناگون و به اهدافی دیگر طراحی شده بودند، اما هیچ یک نه تأثیری شگرف به وسعت پاسکال بر روی علم کامپیوتر و استفاده کنندگان آن گذاشتند و نه تاکنون در موفقیت تجاری مشابهی همانند موفقیت پاسکال دیده شدند.