خاطرات > رزمندگان > خادم
شنبه 27 آذر 1389 4:20 PM
|
وقتى جنگ شروع شد سيد محمد جثه كوچك و سن كمى داشت. اما اين سن كم و جثه كوچك او موجب نشد كه از جنگ دور باشد و راحت طلبى را انتخاب كند.
همرزمانش مى گويند شهادت حق او بود. با اين كه سن زيادى نداشت اما همان روزهاى اول خاك و خون وارد گروه شهيد چمران شد. اما بعدها سال هاى شهادت كه طولانى شد با بچه هاى تخريب همرزم شد و با ابتكارات خودگروه تخريب را احيا كرد. با اين كه ۲۴ سال سن نداشت اما بچه ها به او مى گفتند پير تخريب. سال ۶۵ دركربلاى پنج وقتى دوست صميمى اش كيانپور به شهادت رسيد، سيد محمد ديگر سيدمحمد هميشگى نبود. چشم هايش هميشه بهارى بود و گله داشت كه چرا دوستش او را تنها گذاشته است . بى تابى خاصى پيدا كرده بود. بچه ها هميشه براى جسارتش انفجار پل ام البابى را مثال مى زدند و براى مديريتش زنده كردن گردان تخريب لشكر سيدالشهدا را. سيد با آن كه دومين شهيد خانواده به حساب مى آمد اما هيچ وقت از جبهه دل نمى كند. وقتى كه به اومى گفتند خودت را معرفى كن كوتاه مى گفت: خادم گردان تخريب سيدالشهدا محمد زين الحسينى. در حالى كه همه مى دانستند او فرمانده گردان تخريب بود و محور لشكر سيدالشهدا.
شهيد محمد زين الحسينى
گردآورى و بازنويسى: محمد باقر پورمند روزنامه ایران 860209 |