بیعت
جمعه 17 دی 1395 10:16 AM
بیعت
امام حسن (ع) پس از فراغت از مراسم تجهیز و دفن پدر بزرگوارش به مسجد رفت و در حضور انبوه مردم عزادار به سخنرانی پرداخت . ایشان پس از ستایش و سپاس پروردگار به ذکر فضایل رهبر فقید عدالت و شهید بزرگ انسانیت ، امیر المومنین (ع) ، پرداخت و برخی از امتیازات آن حضرت را برشمرد . بعد از آن به معرفی خود پرداخت و فرمود : « هر که مرا می شناسد که شناخته و هر که نمی شناسد ، من حسن فرزند محمد (ص) پیامبر خدا هستم . من فرزند بشارت دهنده و بیم دهنده هستم . من از خاندانی هستم که خداوند ، پلیدی را از آنان دور کرده و پاکیزه شان فرموده است . [ بحار الانوار مجلسی ؛ ج 44 ص 361 و ارشاد ، شیخ مفید ؛ ج 2 ص 44 ] من از خاندانی هستم که خداوند در کتاب خود ، مودت و محبت آنان را بر همگان واجب دانسته و فرموده است : « قُل لا اَساَلکُم عَلیه اَجراً الّا المودهَ فی القُربی » [ شوری 23 ] بگو از شما ( در قبال رسالتم ) جز دوستی نسبت به خویشاوندانم طلب پاداش نمی کنم .
پس از سخنان امام ، عبید الله بن عباس به پا خاست و از مردم خواست تا با آن حضرت بیعت کنند . حاضران دعوت او را پذیرفتند و گفتند : « به راستی که او در نزد ما محبوب است و رعایت حقش بر ما واجب و برای خلافت به حقیقت شایسته است . [ ارشاد ، شیخ مفید ؛ ص 188 ] و به دنبال این گفتار با آن حضرت بیعت کردند .
بصره ، مدائن و دیگر نقاط عراق نیز با کوفه در بیعت با امام حسن (ع) هماهنگ شدند . حجاز و یمن نیز به دست فرمانده بزرگ ایشان ، حاربه بن قدامه ، بیعت کردند . فارس نیز به دست استاندار امام ، زیاد بن عبید بیعت کرد . علاوه بر این ها هرکس از بزرگان و زبدگان مهاجر و انصار که در این مناطق می زیست ، خلافت آن حضرت را پذیرفت .
بدین ترتیب ، خلافت الهی امام مجتبی (ع) با بیعت عمومی و اختیاری مسلمانان قوت گرفت و پس از رسول اکرم (ص) برای دومین بار در تاریخ اسلام ، مردم از روی میل و اختیار ، خلیفه مورد رضایت خود را برگزیدند . تنها معاویه و پیروانش و نیز افراد معدود دیگری که به قعاد ( نشستگان ) معروف شدند از این بیعت سر باز زدند . [ صلح امام حسن (ع) ، شیخ راضی آل یاسین ؛ ص 85 ]
پس از پایان بیعت ، امام دوران حکومت خود را با خطبه ای تاریخی و بلیغ آغاز کرد که در آن از مزایای اهل بیت (ع) نسبت به سایرین و حق مسلم آنان در مورد خلافت ، سخن رفته و به مردم در مورد حوادث خطرناکی که فضای تیره و ابرآلود اجتماع آبستن آن بود هشدار داده است . [ بحار الانوار ، محمد باقر مجلسی ؛ ج 1 ص 99 ] پس از آن از منبر فرود آمد ، کارگزاران و والیان را بر کارها گمارد و دستورهای لازم را به فرماندهان داد و عبدالله بن عباس را به بصره فرستاد و به طور رسمی مشغول کار شد ؛ عملی که در راستای رضای خداوند و پیامبرش بود و رضای خلق را از طریق پاسخ به دعوتشان جلب کرد .