پاسدار شهيد «محمد جواد درولي» عشق و علاقه زيادي به شهيد حسين غياثي داشت و پس از او آرام و قرار نداشت . به او متوسل ميشد و حتي به او نامه مينوشت كه از خدا بخواهد او را نيز بطلبد .
شب سوم شعبان خسته از رنج فراق حسين به خواب رفت . او را در عالم رويا ديد كه به محمد جواد خطاب مي كرد : «زود بيا كه منتظرت هستيم و جايت نيز مشخص و معين است .»محمد جواد از بستر برخاست . به نماز شب ايستاد . سوار بر موتور در همان نيمههاي شب به قصد حلاليت طلبي، سراغ دوستان خود رفت ، حتي نماز صبح را در تهران در منزل يكي از آنها خواند . روز بعد عازم جبهه شد و ديگر برنگشت .
منبع: كتاب يادواره شهيد « محمد جواد درولي »