0

بيت المال 3

 
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

بيت المال 3

راوي :همرزم شهيد
براي انتقال سنگرهاي « رينگي » احتياج به جرثقيل داشتيم ، تماس با تداركات گرفتم و از « حاج آقا » درخواست جرثقيل ، توان اين بار را نداشت ؛ مجبور شدم درخواست قوي تري بكنم . به هر حال با آوردن جرثقيل بالاتر از ده تن ، انتقال سنگرها براحتي انجام شد.چند روز بعد ، براي تحويل يك سري از اجناس از تداركات به واحد مراجعه كردم ، «حاج آقا » مرا ديد و صدا زد ، وقتي به نزد ايشان رفتم ، ماشين حسابي از جيبش درآورد و به اصطلاح چرتكه انداخت و گفت: « مي داني چقدر به ما خسارت زدي ؟! » تعجب كردم و گفتم : « چي ؟! » گفت: « آن روز يك كلام نگفتي كه جرثقيل بالاتر از ده تن بايد باشد ... من حساب مي كنم فاصله اين مسير را كه مثلاً 2 كيلومتر بوده بايد پول گازوئيل و بنزينش را ... » گفتم : « حاج آقا! خيلي ما را بدهكار كرديد! » گفت: « اين تازه حساب من است چه برسد به حساب آخرت! » در آن موقع با خود انديشيدم كه چقدر بايد در كارهايمان دقت و تامل داشته باشيم و چقدر« حاج آقا » مي تواند الگويي براي ما در اين كار باشد.
(حسن جنتي ، شهيد مهدي نظر فخاري)

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

جمعه 15 فروردین 1393  7:39 PM
تشکرات از این پست
fateme74 mehdi0014
دسترسی سریع به انجمن ها